فیلم خیلی خوبیه ، صحنه های خاص و فوق العاده ای داره که کثیف بودن جنگ رو با تمام وجودت حس میکنی ؛ اینکه چطور دو تا انسان باید خون همدیگه رو به خاطر سیاست دولت هاشون بریزن در صورتی که خودشون رنگ جنگ رو هم نمیبینن
این واقعا عجیبه و عادی نیست که فیلمی بسازن دقیقا به اسم یک فیلم قدیمی و موفق، که تقریبا میشه گفت هیچ ربطی به اون نداره. این همه اسم هست، چرا باید دقیقا همین اسم نه چندان عادی انتخاب بشه؟ که دیگه وقتی این اسم اومد، کسی یادی از اون فیلم اصلی نکنه؟ در جبهه غرب خبری نیست اصلا عنوان یک رمانه که توسط اریش ماریا رمارک صد سال پیش نوشته شده و فیلمش هم همون موقع ساخته شده، و اصلا شباهتی هم به این داستان چرت و پرت نداره. به هیچ وجه عمق و شخصیت پردازی این داستان شباهتی به اثر اصلی که در سال 1930 ساخته و در تاریخ سینما ماندگار شده نداره، توصیه اکید دارم که اون رو ببینید به جای این داستانِ در بهترین حالت معمولی و تکراری.
همانگونه که در جبهه غربی خبری نبود و سیاست جنگ را مانند خدا میپرستید ، همانگونه هم بی ارزش است که جان های پر ارزش خود را برای شعار ها و پیروزی سیاست مدار ها به خطر بیندازیم
این جا در این کره خاکی ، انسان ها برای هیچی خون میریزند
تضاد بین اتاق های سیاستمدارا و وضعیت سربازها رو خیلی bold نشون میده،
جبهه جنگ : گل، سرما، گرسنگی، مرگ، ترس و خستگی.
در مقابل:
اتاقهای مذاکره و کاخها : لباسهای تمیز، غذای خوب، قطار، مذاکره و تصمیمگیری
کلی فراز و نشیب تو فیلم وجود داشت
این جا در این کره خاکی ، انسان ها برای هیچی خون میریزند