شهر میستیک فالز، ویرجینیا سرشار است از زندگی، عشق، خطر و مشکلات فراوان است. پس از اینکه دختری نوجوان توسط دو برادر خون آشام دریده شد، موجودات ترسناکی در این شهر نمایان شدند...
اینکه استفن و کرولاین باهم ازدواج کردن بزرگترین شوک سریال به من بود و غیرقابل پیش بینی ترین و چقدر حالم گرفته شد که استفن الکی الکی خودشو به کشتن داد. و کاش زندگی انسانی دیمن و الینا رو هم نشون میدادن :( کنجکاو بودم که دیمن چجوری با زندگی انسانی کنار میاد.
این سریال 4 بار از اول تا اخر دیدم و هربار که تموم میشه افسرده میشم که قرار نیست دیگه کارکترهارو ببینم. هرفصل یک ماجرایی داره واسه خودش و چقدر قشنگ این اتفاقات ماورایی و قوانین و ویژگی هاش رو نویسنده با ممکن ترین منطق توی فیلم استفاده کرده. ولی اگه بخوام بدون دید تخیلی به فیلم نگاه کنم خیلی رو مخه که فرصت نفس کشیدن ندارن و پشت سرهم اتفاقات جالب میفته
من این سریال رو ۲۰۰۹ که ۲۷ سالم بود شروع کردم به تماشا و الان ۴۴ سالمه دوباره دارم میبینم، با اینه سنم رفته بالا هنوز این سریال برام جذابه. دیگه از این سریال های ومپایری- رومنتیک نمیسازن چرا؟!