«روزهای عالی» همچون فرهنگ مکان و مردمانی که به نمایش میگذارد، قابل احترام است اما به یادماندنی نیست. بازیگر نقش اولش را باید هزار بار تشویق کرد و از بعضی از محبوبترین ترانههای غربی لذت برد و در نهایت، حتی با ترکیبی از اشک و خنده به خود گفت: «و من احساس خوبی دارم.»
فیلم خیلی خوبی بود. آرامش خاصی داشت و وادار میکنه آدمو تا آخر فیلم نگاه کنی و برای زمانی که میخوای آروم باشی و ریلکس کنی عالی بود. فقط یه سری باگ داشت به نظرم. چرا آیا دوست دختر چاکاشی، گونه هیرایاما رو بوسید؟؟ چرا با خانوادش ارتباط نداشت و به دیدن پدرش نمیرفت؟؟ و با وجود این که زندگی مرفهی داشت ولی از خانوادش جدا شده بود و کار نظافتچی رو انجام میده؟ و اون خانومه کی بود که از دیدن این که یه مرد دیگه بغلش کرده بود این قدر ناراحت شد؟
اینها سوالهای ذهن من بود ولی در کل فیلم خوبی بود و ارزش دیدن داشت.
اولین چیزی که متوجه شدم این بود که چقدر پرش ذهنی دارم و چقدر سخته یه فیلم رو تا آخر با تمرکز ببینم. با وجود کامنت ها و نقد ها واقعا روند فیلم خیلی خیلی یکنواخت و کسل کننده بود. این همه زمان نیازی نبود برای رسوندن این مفهوم بنظرم.
اینها سوالهای ذهن من بود ولی در کل فیلم خوبی بود و ارزش دیدن داشت.