دانلود سریال Rumi
رومی (2023)
حضرت مولانا در دوره ای زندگی می کرد که تمدن بشری در اثر حمله مغول احساس خطر می کرد و مردم به دلیل کشتارهای دسته جمعی ناامید بودند. این سریال زندگی مولانا را بعد از فرار از آسیای مرکزی به دلیل حمله مغول دنبال می کند و به زندگی و اندیشه های مولانا جلال الدین رومی می پردازد...
قسمت آخر فصل سوم اضافه شد
یکی گستردگی و میزان نفوذ سیاسی و تجاری است. بدین گونه که زمانی که یک قوم شرایط سیاسی و جغرافیایی خوبی برای تعاملات سیاسی و تجاری دارد، لاجرم برای تعامل و ارتباطگیری با آن قوم باید زبان آنان را فرا گرفته و طی مکاتباتی که برگرفته از زبان آنهاست، با آنان ارتباط برقرار میکنند. برای مثال زبان انگلیسی امروز چنین است! آمریکا چنینی موقعیتی را دارد و کسی نمیتواند آن را انکار کند!
در گذشته، تمدن ایرانشهر از چنین موقعیتی برخوردار بوده برای همین زبان فارسی (قدیم) باید به صورت نوشته ثبت میشده تا مردمان بتوانند راحتتر ارتباط برقرار کنند. بنابراین نداشتن خط تا حدود زیادی به معنای اهمیت تمدنی است. یعنی گشوری که زبان و خط داشته است قدرتمند بوده است. حال، امروزه اگر قومی خط ندارند را میتوانیم بر این اساس استدلال کنیم که از تمدنِ قدرتمند بیبهره بوده است.
در کشوری مثل ترکیۀ امروزی که طی 4-5 قرن اخیر به لطف اسلام دارای قدرت شد - اسلام به ترکها هویت داد- و زبان آنها که ریشه در آسیای مرکزی و حاشیۀ غربی چین (توران)، زبانی متفاوت از سایر زبانهاست، امروز اگر قرار باشد حرفی برای گفتن داشته باشد، باید به تمدنیِ قدرتمند اتکا کند. اما نمیتواند! چرا؟ چون زبان تورکی خط نداشته و در طول تاریخ به خط فارسی، عربی نگاشته میشده (اکنون به انگلیسی). بنابراین با نداشتن عنصر اصلیِ یک هویت که زبان باشد، مجبور است به اقامتِ مولانا دستدرازی کند و صرفاً چون مولانا در حیطۀ جغرافیاییِ ترکیۀ امروز زمانی میزیسته است، پس بر او سرمایهگذاریِ هویتی میکند و همۀ تلاشش را میکند خود را کشوری با عقبه و تاریخ و متمدن نشان دهد؛ در صورتی که چنین نبوده است. تورکها قومی حاشیهنشین و از لحاظ اهمیت قومی، چپاولگر تاراجگر بودند. دلیل ارتباط بالای تورکها با اسلان دقیقاً همین است. هر دو قوم یعنی عرب و تورک، زمانی که بابل و میانرودان، شوش و جیرفت، ایران و روم و یونان، تمدنِ قدرتمند و تاثیرگذار داشتند، گذران زندگیشان را با راهزنی و دزدی و غارت سپری میکردند. در ادبیات فارسی یکی از معانیِ رایج «تورک»، «دزد» است: اگر آن ترکِ شیرازی به دست آرد دلِ مار را (در اینجا معشوق را دزدِ دل خود میداند. در واقع وجه شبه تورک و معشوقِ زیبایِ شیرازی در دزدی است).
طی قرن اخیر، شوروی برای مقابله فرهنگ و تمدن زبان فارسی، با جداسازی کشورها بر اساس قومیت (ازبکستان، قرقزیستان و ...) تلاشهای بسیار کرد اما امروزه میبینیم که این کشورهایی که صرفاً قومی حاشیهای بودند، به دلیل نداشتن زبان، هویتِ خاصی ندارند و در ادامه نقشی در جهانِ امروز ندارند. زبان بدون خط و ادبیات، بیفایده است!
اون موقع هم مثل الان،ایران خائناش بیشتر وطن داراش بوده