ترزه با عمه و پسر عموی خود بزرگ می شود. در حدود سال 1860 خاله تصمیم می گیرد که آنها به پاریس نقل مکان کنند و پسرش و ترزه ازدواج کنند. زندگی شاد و بی عشق وقتی شوهرش دوست خود را به خانه می آورد تغییر می کند...
کلا نمیدونم چرا فرانسویا انقدر کسخلن یه جورین همیشه رفتارای غیر نرمال دارن و تو هرج مرجن. ثبات ندارن اصلا خوشم نمیاد. باز انگلیسیا عاقل ترن آلمانیا خیلی عاقل ترن و خشک. ولی فرانسویا و ایتالیایی ها تو آشوب مداومن
دختره هم از بچگی با هزار تروما بزرگ شده بود و مرگ شوهر اوله براش هضم نشد. چون میدید مادر شوهرش بهش مغازه داده بود شرمنده بود و عذاب وجدان داشت. راهش این بود که پسره ؛ شوهر دختره رو جلوی دختره نمیکشت. باید تنهایی میکشتش. دختره هم باید یکم بیخیال بود و با شوهر دوم و مادرشوهر اوله سه تایی زندگی شونو میکردن میرفت هی توی گذشته گیر نمیکرد
۱. مادره رسما دختره رو به بردگی گرفته بود سر ازدواج با پسر مریضش پس هر بلایی سرشون بیاد حق شونه. میخواست زور نکنه! ۲. اون یکی پسره هم اولش عاشق دختره بود ولی بعدش به طمع نصف مغازه و ۲۰ هزار فرانک طمع کرد و سرد شد ۳. اشتباه احمقانه مادره این بود که ارث شو نصف نصف کرد باید ارث شو برای دختره وصیت میکرد نه شوهرش!
اول از همه این فیلم رو از روی داستان یک کتاب به نام ترزراکن ساختن. اگر بخوام مقایسه کنم اصلا اقتباس خوبی نیست اصلااا؛ حتی اگر خود فیلم رو هم در نظر بگیریم از همه لحاظ خوب نیست. تایم لاین به شدت نامنظم هست و وقایع با سرعت زیاد و بدون همبستگی پیش میرن. اکثر چپتر های کتاب حذف شده بود و نقش لوران هیچ شباهتی با تصویرسازی کتاب نداشت. خیلی از دیتیل های اصلی، مهم و توصیف کننده که تکمیل کننده و ضروری بودند حذف شده بود. در کل امتیاز 1 حتی با در نظر گرفتن اینکه کتاب رو نخونده باشین و بخواین فیلم رو ببینین امتیاز 3 . فقط آرایش صحنه رو با توجه به متن کتاب تا حدودی خوب در اورده بودن. در مجموع ناامید کننده بود.
فیلم بسیار زیبا خوش ساختی بود با بازی بسیار درخشان خانم الیزابت اولسن. خدایی هروقت فیلماشو میشینم دوباره میبینم بازم لذت میبرم انقدر که خوب بازی میکنه خستگی رو از تن آدم بیرون میکنه، ولی خدایی آخرش نباید خودشونو میکشتن باید فرار میکردن ولی بازم خانم الیزابت اولسن با بازی خیلی قشنگش دلبری میکنه.😍💖💋