تو این سریال از هیچ کس به اندازه زن دکلان بدم نمیاد! واقعا نفرت انگیزه... موندم دکلان چرا تحملش میکنه ... یکم تعریف اونا از عشق برای من ناشناخته ست که احتمالا به تفاوت فرهنگ بر می گرده. در کل سریال رو دوست دارم موضوعش جالبه یجورایی منو یاد مورنینگ شو میندازه. و اینکه هیچ زوج وفاداری در این سریال نیست یکم رو مخه که خب می تونه بازم به اون تفاوت فرهنگه برگرده یا اینکه یجور طنز انتقادیه! و داره بزرگنمایی میکنه و طعنه به فساد پشت صنعت تلویزیون و سینما میزنه
اره ، اما زن دکلان یه چیز جالبیو مطرح کرد گفت اون به رویاش میرسه من به چی؟ یا اونحایی که با تگی حرف میزد و گفت انقدر به خاطر خواسته دیگران از خودت می گذری و فداکاری می کنی که در نتیجه چیزی برات نمی مونه ، درسته که متعهد نبود که قسمت منفیشه.
اتفاقا من اصلا مشکلی با اینکه باید بره سرکارش و به کارش ادامه بده ندارم تحسینش هم می کنم اما این زن کلا شخصیتش مشکل داره جلوی هیچ مردی که جذبش بشه نمی تونه مقاومت کنه و بعدش خودش رو طلبکار و محق میدونه! سر بچه ش منت میذاره بچه ای که خودش نمی خواست به این دنیا بیاد ولی حالا منت شکستهاش رو سر اون دختر میذاره! از اینکه دخترش بجاش انتخاب یا تحسین بشه حالش بد میشه ... اینه که فاجعه ست! متاسفانه امثال این زن برای من نماد تفکر منحوسه چپه روابط بدون هیچ تعهدی به شریک زندگیت تن به هر چیزی دادن به بهانه ارتقای شغلی طلبکاری از همه دنیا بدون نگاه کردن به خودش و عملکردش! بعنوان یه انسان کاراش مشمئز کننده ست! غلط کرد اصلا ازدواج کرد وقتی قراره جلوی هر جنس مخالفی شل بشه بعدشم طلبکار باشه!
وای گاد؟ وااااااای؟
جدا میشه سریال های بهتری دید