وقتی اول زنشو و دخترشو دیدم گفتم دوتا شخصیت جلف سر به هوا که قراره کل سریال از دستشون حرص بخوریم. ولی قشنگ ترین درسا و مفاهیم رو از همون زنش گرفتم. تو اوج اشفتگی زندگی میز شام می چید و به خودش میرسید و زندگی رو قشنگ میکرد....عاشق این مفهوم لذت بردن از زندگی هستم که تو کارای شریدان یه ته مایه ای از این مفهوم همیشه هست. مثل مدیسون و 1883... ادم وقتی می بینتشون دیدش نسبت به زندگی خیلی بهتر میشه...