شزل در دوران تحصیل خود در دانشگاه هاروارد با جاستین هورویتز هماتاقی بود و ایده اولیه داستان نیز در همان موقع به ذهنش رسید و آن را با هورویتز در میان گذاشت...
لالالند (La La Land, 2016) را من قبل از فیلمِ آواز در باران دیدم، به همین دلیل بعد از دیدن دومی، شباهتهایش با اولی – از جمله مهمترینش که گذشتن داستان فیلم در هالیوود است - برایم جالب بود، و حدس زدم که بیارتباط نباشند. حدسم درست بود و آواز در باران، از منابع الهام اصلیِ دِیمین چزل (Damien Chazelle) برای ساخت لالالند بوده که امروز در نظرسنجیهای بسیار، برترین فیلم موزیکال قرن 21، و از برترین موزیکالهای تاریخ سینما بهشمار میرود.
رایان گاسلینگ و اما استون، کلاس کاملی از بازیگری را به نمایش گذاشته، و بالاترین استانداردهای این کار را ارائه کردهاند. احساساتِ بازی آنها در این فیلمِ احساسی، عمیق و بینقص است، اما مسأله بیشتر از این حرفهاست. آنها هر دو برای این فیلم، خوانندگی و رقص را فرا میگیرند، و آن صحنههای ماندگار را مثل دو متخصصِ این کار خلق میکنند. اما کار آنها به همینجا هم ختم نمیشود...
از همه شگفتانگیزتر برای من این است که گاسلینگ علاوه بر اینها و به خواستۀ کارگردان باید صحنههای پیانونوازیِ فیلم را نیز خود اجرا کند و خبری از بدل نیست، بنابراین او در چهار ماه پیانو را نیز تا سطح خوبی فرا میگیرد! من بالشخصه از تحسینکنندههای جدی بازیِ عمیقِ گاسلینگ هستم، حداقل در هر آنچه از او دیدهام! امیدوارم این درک منتقل شود که بازیگری چیزی بیش از نعره زدن و فحش دادن و چک زدن است، هرچند انصافا فقرِ خلاقیتِ سینمای ما و متنهای ضعیف آن هم چیز زیادی برای عرضه باقی نمیگذارند...
گاسلینگ و استون خود در داستان فیلم نیز تا حدی مؤثر بودهاند، به این ترتیب که ماجراهای رد شدن میا در مصاحبهها، از خاطرات خود آنها گرفته شده است، اِما استون از دفعات زیادی گفته که با اجرای همان اولین خط از متن رد میشده است، و گاسلینگ از خاطرۀ بامزۀ زمانی که در حین گریهکردن در یک صحنۀ احساسی در هنگام تست، موبایل مصاحبهکننده زنگ خورده و مشغول صحبت دربارۀ برنامههایش برای ناهار شده است!
خوب، لالالند (که به همان معنای لسآنجلس و مخصوصا صنعت سینما در هالیوود و در این شهر است، و بهطور استعاری، به معنی یک سرزمین رویایی) نیاز به تعریف بیشتری ندارد، پس به تماشای آن بنشینید، البته اگر مشکلی با این قضیه ندارید که برخلاف دو فیلم آواز در باران، لالالند فیلم شادی نیست.
واقعا بچگانه بود فیلمش. برای نوجوونهایی که از دیدن عشقهای خیالی فانتزی خوششون میاد و ذوق زده میشن و بعدش میرن تو رویاهاشون و منتظر یه همسر جیگیلی پینگیلی میمونن، خوب و جذابه. در همین حد. اگر آدم پخته و بالغی هستید دیدن این فیلم بیشتر اتلاف وقت هست تا اینکه چیزی عایدتون بشه.
وایییی چرا باید انقدر پایانش شاهکار تموم می شد. پیچیدگی آخر شو خیلی دوس داشتم (چیزی که باید اتفاق می افتاد ولی نیوافتاد)
ولی پسره خیلی گناه داشت ولی راضی بود.
رایان گاسلینگ و اما استون، کلاس کاملی از بازیگری را به نمایش گذاشته، و بالاترین استانداردهای این کار را ارائه کردهاند. احساساتِ بازی آنها در این فیلمِ احساسی، عمیق و بینقص است، اما مسأله بیشتر از این حرفهاست. آنها هر دو برای این فیلم، خوانندگی و رقص را فرا میگیرند، و آن صحنههای ماندگار را مثل دو متخصصِ این کار خلق میکنند. اما کار آنها به همینجا هم ختم نمیشود...
از همه شگفتانگیزتر برای من این است که گاسلینگ علاوه بر اینها و به خواستۀ کارگردان باید صحنههای پیانونوازیِ فیلم را نیز خود اجرا کند و خبری از بدل نیست، بنابراین او در چهار ماه پیانو را نیز تا سطح خوبی فرا میگیرد! من بالشخصه از تحسینکنندههای جدی بازیِ عمیقِ گاسلینگ هستم، حداقل در هر آنچه از او دیدهام! امیدوارم این درک منتقل شود که بازیگری چیزی بیش از نعره زدن و فحش دادن و چک زدن است، هرچند انصافا فقرِ خلاقیتِ سینمای ما و متنهای ضعیف آن هم چیز زیادی برای عرضه باقی نمیگذارند...
گاسلینگ و استون خود در داستان فیلم نیز تا حدی مؤثر بودهاند، به این ترتیب که ماجراهای رد شدن میا در مصاحبهها، از خاطرات خود آنها گرفته شده است، اِما استون از دفعات زیادی گفته که با اجرای همان اولین خط از متن رد میشده است، و گاسلینگ از خاطرۀ بامزۀ زمانی که در حین گریهکردن در یک صحنۀ احساسی در هنگام تست، موبایل مصاحبهکننده زنگ خورده و مشغول صحبت دربارۀ برنامههایش برای ناهار شده است!
خوب، لالالند (که به همان معنای لسآنجلس و مخصوصا صنعت سینما در هالیوود و در این شهر است، و بهطور استعاری، به معنی یک سرزمین رویایی) نیاز به تعریف بیشتری ندارد، پس به تماشای آن بنشینید، البته اگر مشکلی با این قضیه ندارید که برخلاف دو فیلم آواز در باران، لالالند فیلم شادی نیست.
داستان ساده ای داشت
چرا انقد امتیاز بالا گرفته🙂
ولی پسره خیلی گناه داشت ولی راضی بود.
به نظرم برید تلوزیون روشن کنید صداسیما تون نگا کنید.