یه توضیح کلی میدم، فیلم براتون جذاب تر بشه و درکش کنید:
1-موضوع اول، شرکتی که دستگاه های MRI می ساخت توی تحقیقاتش به یک باگ(خطا) در بعد فضا-زمان دست پیدا میکنه، دستگاه MRI دستگاهی هست که با الکترومغناطیس برای عکس برداری استفاده میشه نه مثل CTscan از پرتاب اشعه، حالا کلا توی فیزیک بحث های سنگینی درباره ی مغناطیس و الکترون و فضا-زمان کوانتومی هست که کلی ویدئو توی یوتیوب در این زمینه هست. حالا این رو نمیخوام توضیح بدم ولی توی ذهن تون درنظر بگیرید همچنین بحثی تئوری وجود داره و مشابه این موضوع رو در سریال لاست هم مشاهده کردیم، اونجا هم توی جزیره یه میدان مغناطیسی خیلی عظیمی بود که باعث ایجاد باگ(خطا)در فضا-زمان شده بود. این ها رو تا اینجا توی ذهن تون داشته باشید
2- این بعد فضا-زمان جدید تماما حاصل باگ و خطا هستش و شکل گرفته از ضمیر ناخودآگاه هر کسی هست که وارد این محیط بشه، شخصیت اصلی که وارد میشه اون فضا-زمان رو عملا ایجاد (کپی-پیست) میکنه بر اساس ذهنش، و هرکس دیگه ای هم که وارد میشه این فضا-زمان رو هی گسترش میده، مثلا زن روانشانس موقع فرار وارد فضایی میشه که کپی-پیست ذهن خودش و محله ی کودکی هستش.
3-فضای backrooms در این فیلم عملا برای بیان مسائل روانشناسی استفاده شده و هر چیزی که می بینید یه concept و مفهوم روانشناسی رو داره بیان میکنه، تعداد زیاده، من یکی اش رو میگم: ما یک مسئله ای داریم که آدم ها اکثرا همه دچارش هستیم، اینکه در فضای امن تخیل خودمون دنیا و تفکری و میسازیم که دیگران مقصرن و خودمون قربانی اشتباهات و تقصیر دیگران هستیم، از دیگران تصویر ناقصی میسازیم ولی از خودمون تصویر شفافی داریم و مسائل و مشکلات رو طوری تحلیل میکنیم که همه چی به نفع خودمون هست و با این تفکرات خوشحالیم. به این پدیده در روانشناسی "نشخوار ذهنی" گفته میشه، نشخوار ذهنی یعنی دائم این تفکرات رو به مغر خودمون میخورونیم و لذت میبریم به جای اینکه مشکل واقعی رو حل کنیم. سکانس میزغذا، شخصیت اصلی قصه میاد از همون شخصیت های کپی شده، شکم اش رو با دست باز میکنه و میگه ما میتونیم این ها رو بخوریم دقیقا داشت همین نشخوار ذهنی رو نشون میداد.
دوستان عزیز فیلم در ژانر ترسناک نیست . این فیلم در ژانر روانشناختی هست. شاید بادیدن اول فیلم خسته بشید اما باید تا آخر تماشا کنید . ذهنتون درگیر میشه . احتمالا فیلم قسمت های بعدی هم داره...
واقعا فلسفه فیلم ترسناک چیه که بترسیم و لذت استرس اون فضا رو ببریم ... فیلم تا یه جایی خوبه ولی بعدش تبدیل به یه کمدی مزحک کسالت آور میشه مخصوصا اون هیولای مسخره سیاه !!!
قبل از اینکه بدون هیچ اطلاعات یا علاقه ایی به موضوع اصلی backrooms و liminal spaces قبل از دیدن این فیلم ، نظرات بی معنی بدین ، کمی سری و تحقیق کنید. دوستان توقع دارن هر فیلمی که در ژانر ترسناک هست پر از jump scare باشه ، یا دقیقا همون ترسی که جنگیر یا conjuring میده در ما بوجود بیاره. بعضی ترس ها زیر پوست ما میخزه و بهمون حس سردرگمی و یک لوپ بی پایان میده و برای شخص من بی نهایت جذاب و کنجکاوی برانگیز. پس اگر دنبال یک فیلم ترسناک کلیشه ایی هستین این فیلم برای شما نیست ، نگاه نکنید و بهش برچسب اشغال هم نزنید.
1-موضوع اول، شرکتی که دستگاه های MRI می ساخت توی تحقیقاتش به یک باگ(خطا) در بعد فضا-زمان دست پیدا میکنه، دستگاه MRI دستگاهی هست که با الکترومغناطیس برای عکس برداری استفاده میشه نه مثل CTscan از پرتاب اشعه، حالا کلا توی فیزیک بحث های سنگینی درباره ی مغناطیس و الکترون و فضا-زمان کوانتومی هست که کلی ویدئو توی یوتیوب در این زمینه هست. حالا این رو نمیخوام توضیح بدم ولی توی ذهن تون درنظر بگیرید همچنین بحثی تئوری وجود داره و مشابه این موضوع رو در سریال لاست هم مشاهده کردیم، اونجا هم توی جزیره یه میدان مغناطیسی خیلی عظیمی بود که باعث ایجاد باگ(خطا)در فضا-زمان شده بود. این ها رو تا اینجا توی ذهن تون داشته باشید
2- این بعد فضا-زمان جدید تماما حاصل باگ و خطا هستش و شکل گرفته از ضمیر ناخودآگاه هر کسی هست که وارد این محیط بشه، شخصیت اصلی که وارد میشه اون فضا-زمان رو عملا ایجاد (کپی-پیست) میکنه بر اساس ذهنش، و هرکس دیگه ای هم که وارد میشه این فضا-زمان رو هی گسترش میده، مثلا زن روانشانس موقع فرار وارد فضایی میشه که کپی-پیست ذهن خودش و محله ی کودکی هستش.
3-فضای backrooms در این فیلم عملا برای بیان مسائل روانشناسی استفاده شده و هر چیزی که می بینید یه concept و مفهوم روانشناسی رو داره بیان میکنه، تعداد زیاده، من یکی اش رو میگم: ما یک مسئله ای داریم که آدم ها اکثرا همه دچارش هستیم، اینکه در فضای امن تخیل خودمون دنیا و تفکری و میسازیم که دیگران مقصرن و خودمون قربانی اشتباهات و تقصیر دیگران هستیم، از دیگران تصویر ناقصی میسازیم ولی از خودمون تصویر شفافی داریم و مسائل و مشکلات رو طوری تحلیل میکنیم که همه چی به نفع خودمون هست و با این تفکرات خوشحالیم. به این پدیده در روانشناسی "نشخوار ذهنی" گفته میشه، نشخوار ذهنی یعنی دائم این تفکرات رو به مغر خودمون میخورونیم و لذت میبریم به جای اینکه مشکل واقعی رو حل کنیم. سکانس میزغذا، شخصیت اصلی قصه میاد از همون شخصیت های کپی شده، شکم اش رو با دست باز میکنه و میگه ما میتونیم این ها رو بخوریم دقیقا داشت همین نشخوار ذهنی رو نشون میداد.