یک جوان رمانتیک، پس از شکستن «بید تک آرزو» اسرارآمیز برای به دست آوردن دل فرد مورد علاقهاش، میبیند که دقیقاً به خواستهاش رسیده است، اما خیلی زود درمییابد...
درود این فیلم رو امشب به پایان رساندم
به عنوان کسی که بیشتر ژانر ترسناک رو می بینه
تا حالا همچین ژانر عاشقانه و ترسناک رو ندیده بودم طوری که این دوتا با هم ادغام شده بودن
ولی خب آنچنان ترسناک نبود
نوع شخصیت و شخصیت پردازی بازیگر اصلی فیلم یعنی نیکی،مخاطب رو به ترسناکی وادار میکنه
داستان فیلم جداست از بقیه طوری که آدم به فکرش میرسه که کاشکی منم یکی رو توی واقعیت داشتم اینجوری دوستم داشته باشه
من که اینجوری فک کردم یه لحظه
یکی از دلیل اصلی محبوب بودن و نمره خوب آوردن فیلم میتونه این باشه که کارگردان خودش میدونه که مخاطب دقیقا داخل سکانس همون فکری رو میکنه که خودش طراحی کرده
مثلا داخل یکی از سکانس های فیلم
این بودش که بیر یه قسمت میخواست سارا رو بغل کنه و من مثه اینکه یه لحظه فک کردم عصبانی بشه نیکی و واقعا هم شد
یا مثلا یه سکانس انقدر منتظر موند تا شب که بیر بیاد
و اون خنده های دلهره آورش میتونه باشه
یه قسمت اینکه نیکی از سارا بدش میومد و از اول فیلم و معلوم بودش که آخر میکشتش ولی خب بعد از اینکه کشتش به بیر گفت باید قایمش کنیم و گذاشتش داخل خونه و بار دوم بیر که دیدش تعجب کرد و لخت و پتی اونجا نشسته بود بدون سر
قسمت دیگه اش هم این بود که اون پسره اصلا اینطور نباید میمرد از اول فیلم معلوم بودش نیکی سارا رو میکشه ولی خب کشتن اون پسره بی فایده بودش
قسمت آخرشم که دیدیم چوب بیدی که روی میز بود شکسته بودش مثه اینکه از قبل رفتار های نیکی هم تغییر کرد و گفت بیا یه مدت از هم جدا شیم
ولی خب یهو بیر گرفت خودش رو کشت
دختره هم برگشت
ولی کشتن بیر انگار بی فایده بود چون خود دختره از قبل آرزو کرده بود که جدا شن یهو خودش رو کشت پسره مرگش بی فایده بود
در کل فیلم قشنگی بودش.
میتونم بگم قشنگ ترین فیلمی بود ک اخیراً دیدم. عمیق و پر از معنا و مفهوم و جزییات ریز. روند فیلم عالیه فراز و نشیب داره و هیجان و دلهره هر لحظه مخاطب رو درگیر میکنه.
دوستانی که با این فیلم ارضا شدن ، برین فیلم کمدی کودک و نوجوان << فسقلی ها یا the shorts >> محصول قدیمی رو هم ببینین تا بفهمین شخصیت پردازی و داستان درست و درمون و نتیجه و سر و ته داشتن با همین ایده ، که اصلا جدید نیست چجوریه
بعد به این فیلم و امتیازاش می خندین
آخه مگه میشه ، آدم از این دختره میترسه و اذیت میشه و در عین حال ناراحتش هم میشه واقعا عالی بازی کرد مخصوصا اون صحنه ای که داشت به صورت بی صدا گریه میکرد ولی لبخند میزد مشخص چقدر نیکی واقعی داره عذاب میکشه
خیلی ترسناک نبود، فقط یکی دو صحنه جامپ اسکر داشت. بیشتر از خود فیلم، اون فکرهایی که بعد از دیدنش سراغ آدم میاد ترسناکه... اینکه نمیدونی آرزویی که تو سرت داری اگه تبدیل به واقعیت بشه ممکنه چه بلایی سرت بیاد... اینکه بعضی وقتا چیزی که نداری به نفعته... و اینکه be careful what you wish for ... بازی دختره به شدت عالی بود؛ صورتش و طرز نگاهش کاملا مناسب این کاراکتر بود
به عنوان کسی که بیشتر ژانر ترسناک رو می بینه
تا حالا همچین ژانر عاشقانه و ترسناک رو ندیده بودم طوری که این دوتا با هم ادغام شده بودن
ولی خب آنچنان ترسناک نبود
نوع شخصیت و شخصیت پردازی بازیگر اصلی فیلم یعنی نیکی،مخاطب رو به ترسناکی وادار میکنه
داستان فیلم جداست از بقیه طوری که آدم به فکرش میرسه که کاشکی منم یکی رو توی واقعیت داشتم اینجوری دوستم داشته باشه
من که اینجوری فک کردم یه لحظه
یکی از دلیل اصلی محبوب بودن و نمره خوب آوردن فیلم میتونه این باشه که کارگردان خودش میدونه که مخاطب دقیقا داخل سکانس همون فکری رو میکنه که خودش طراحی کرده
مثلا داخل یکی از سکانس های فیلم
این بودش که بیر یه قسمت میخواست سارا رو بغل کنه و من مثه اینکه یه لحظه فک کردم عصبانی بشه نیکی و واقعا هم شد
یا مثلا یه سکانس انقدر منتظر موند تا شب که بیر بیاد
و اون خنده های دلهره آورش میتونه باشه
یه قسمت اینکه نیکی از سارا بدش میومد و از اول فیلم و معلوم بودش که آخر میکشتش ولی خب بعد از اینکه کشتش به بیر گفت باید قایمش کنیم و گذاشتش داخل خونه و بار دوم بیر که دیدش تعجب کرد و لخت و پتی اونجا نشسته بود بدون سر
قسمت دیگه اش هم این بود که اون پسره اصلا اینطور نباید میمرد از اول فیلم معلوم بودش نیکی سارا رو میکشه ولی خب کشتن اون پسره بی فایده بودش
قسمت آخرشم که دیدیم چوب بیدی که روی میز بود شکسته بودش مثه اینکه از قبل رفتار های نیکی هم تغییر کرد و گفت بیا یه مدت از هم جدا شیم
ولی خب یهو بیر گرفت خودش رو کشت
دختره هم برگشت
ولی کشتن بیر انگار بی فایده بود چون خود دختره از قبل آرزو کرده بود که جدا شن یهو خودش رو کشت پسره مرگش بی فایده بود
در کل فیلم قشنگی بودش.
بعد به این فیلم و امتیازاش می خندین