سوزان یک گالریدار موفق است که به طور اتفاقی با رونوشتی از رمان منتشرنشدهی شوهر سابقش تام مواجه میشود که حاوی مطالب خشونت آمیز و یک انتقام نمادین است…
فیلم پرش های زیادی داشت و جوری هم بود که زمان توی فیلم گم می شود و انسجام رو حداقل توی تماشای اول از بین می برد
داستان کتاب از اواسط فیلم بعضی جاها لوس بود
به جز زن و بچه و تونی ، بقیه شخصیتا به حال خودشون رها شدن
در نهایت برداشت از کل داستان هم این شد که ادوارد از طریق داستان کتاب با تشبیه و استعاره وضعیت زندگی و روحی خودش رو در برابر سوزان اعلام می کنه و البته دیدگاهی که سوزان نسبت به رابطشون در اینده داره ؛ اینکه اسیب پذیره و ادوارد ضعیف نمی تونه ازش محافظت کنه رو توی یه سناریو و داستان روایت می کنه
اخر داستان هم انگار به سوزان اعلام می کنه توی دنیای واقعی خودکشی می کنه
من دوستداشتم و لذت بردم با نوشتن اون کتاب داستان خودشو بعد از جدایی شرح کرد و پایان بازی نداشت کاملا مشخص بود که خودکشی میکنه بخاطر دوران سختی که بعد از طلاقش داشت ، سقط جنین زنش ، و هیچ وقت اون نویسنده ای که میخواست نتونست بشه چون حمایتی نشد، و به رستوران نمیاد. بازیگر زن با دراوردن حلقه ازدواجش نشون داد که متوجه خیانت شوهر دومیش شده و دیگه نمیخواد باهاش ادامه بده و قصد داشت مجدد برگرده به رابطه قبلی با شوهر اولش که حیف دیگه دیر بود.
داستان کتاب از اواسط فیلم بعضی جاها لوس بود
به جز زن و بچه و تونی ، بقیه شخصیتا به حال خودشون رها شدن
در نهایت برداشت از کل داستان هم این شد که ادوارد از طریق داستان کتاب با تشبیه و استعاره وضعیت زندگی و روحی خودش رو در برابر سوزان اعلام می کنه و البته دیدگاهی که سوزان نسبت به رابطشون در اینده داره ؛ اینکه اسیب پذیره و ادوارد ضعیف نمی تونه ازش محافظت کنه رو توی یه سناریو و داستان روایت می کنه
اخر داستان هم انگار به سوزان اعلام می کنه توی دنیای واقعی خودکشی می کنه
فیلم دارای ایهام است، تشبیه خیانت و جدایی به تجاوز و انتقام
خیلی دوس نداشتم