فیلم داستان یک هواشناس است که هر بار که شب بخواب میرود، فردا که بیدار میشود متوجه میشود در روز قبل است و دوباره باید روز قبل را بگذارند و این مساله هر روز تکرار میشود...
گراندهاگ یعنی موش خرما، و اسم فیلم هم یعنی روزِ موش خرما. در توصیف فیلم نوشته فانتزی و کمدی، خیلی هم خوب. یک پایان شاد (Happy Ending) هم برای فیلم در نظر گرفته شده که با فیلمی فانتزی و کمدی متناسب تر است. اما راستش این پایان که انگار به فیلم چسبانده شده، چندان سنختیت و سازگاری ای با بقیه فیلم و فضای آن ندارد. انگار پایان فیلم، جایی حدودا نیم ساعت قبل از پایان فعلی آن است. به هر حال فکر کنم این که فیلم به سمت چه پایانی می رود بستگی به شما دارد، هم می توانید فیلمی کمدی و فانتزی ببینید، و هم مثل من، با فیلمی مواجه شوید که فضایی بسیاااار سنگین - و شاید حتی ترسناک - دارد. فقط در همین حد بگویم، که اگر زندگی، یکی از روزهای موش خرما باشد چه؟
فیلم خوبیه و اتفاقا بیل موری هم خوب بازی میکنه اما تو اون صحنه ای که داره تو جمعیت پیانو میزنه یه لحظه ناخود آگاه جیم کری رو به جاش تصور کردم عجب سکانس سمی میشد! :))
میگن هر بازیگری نقشی که بازی کرده حتما براش مناسب بوده اما جالب میشد اگه جیم کری بازیش میکرد!
میگن هر بازیگری نقشی که بازی کرده حتما براش مناسب بوده اما جالب میشد اگه جیم کری بازیش میکرد!
لذت بردم از دیدنش، درس های خوبی هم میشه ازش گرفت