"بوگونیا" فیلمی از لانتیموس که خیلی دوست داشتم. بعد از فیلم ناامید کننده "انواع مهربانی"، بوگونیا بازگشت مطلوبی به جهان فیلم های خوب کارگردانش مثل "لابستر" بود و همونقد لذت بردم از دیدنش. همین اول بگم بازی های جسی پلمونس و اما استون خیلی خوب بود و مخصوصا این نقش پلمونس از تمام نقش هایی که تو فیلم های لانتیموس بازی کرده، بهتر بهش نشسته و فوق العاده بود. موسیقی فیلم و فیلمبرداریش هم خیلی خوب بود. (اسپوووویل:) یکی از زیباترین و نمادین ترین سکانس های فیلم به نظرم نمای موزه حیات وحش بود. نمای نزدیکی که دایناسورهای اسباب بازی کوکی بین اجساد در حال حرکتن و در نمایی بزرگتر اسکلت عظیم و هولناک دایناسوری که اجساد بشر رو در برگرفته. (کلا تمام نماهای پایان جهانش بسیار زیبا و تفکر برانگیز بودن). و اما در مورد ماهیت فیلم: برداشت ساده انگارانه اش، "یه فیلم "آیا آدم فضایی ها واقعی هستن یا نه؟ و آیا ما رو میکشن یا نه؟" ای هست. (که البته اگه فقط همین هم بود، باز هم فیلم مقبولی بود)، ولی این فقط پوسته ی فیلمه و واقعا درک نمیکنم دوستانی که سر این سوال و جوابش (که آره دیدی اینجوریه یا آره دیدی اونجوری نیست) تو کامنت ها در حال مجادله اند! کسایی که با فیلم های لانتیموس آشنایی دارن، میدونن که تمام آثارش نمادین هستن و اشاره به چیزی فراتر از داستان صوری خودشون دارن. در "بوگونیا" هم، از اسم فیلم گرفته تا قصه اش، همه نمادین هست. منتها اینبار فقط در قالب قصه ای (پوسته ای) فهم پذیرتر از مثلا "دندان نیش" ارائه شده. کاربری به اسم آرمیتا لطف کردن و ریشه کلمه بوگونیا در اساطیر یونان رو توضیح دادن که ارجاعتون میدم به کامنت خوب ایشون و ازشون ممنونم. لانتیموس فیلمساز یونانی هست و پایه مفهومی تعدادی از فیلم هاش مثل همین "بوگونیا" و "کشتن گوزن مقدس" بر پایه ی فرهنگ و اسطوره های یونان باستان شکل گرفته.
واژه Bugonia ریشهای عمیق در اساطیر یونان و روم باستان دارد و ترکیبی از دو واژه bous (به معنای گاو) و gone (به معنای زایش یا تولید) است. در باورهای کهن (که حتی در کتاب «چهارم ویرژیل» نیز به آن اشاره شده)، این اعتقاد وجود داشت که زنبورهای عسل که نماد حیات، نظم و شیرینی طبیعت هستند، میتوانند به صورت خودبهخودی از لاشه متعفن یک گاو قربانیشده متولد شوند. این استعارهی «تولد زندگی از دلِ فساد و مرگ»، هسته مرکزی روایت فیلم است: قهرمانان داستان معتقدند برای نجات زمین (زنبور)، باید یک سیستم فاسد یا یک موجودیت مخرب (گاو/مدیرعامل) را سلاخی کرد.
این اثر درواقع برگرفته از فیلم کرهای save the green planet! (2003) هست که از نظر بصری و فیلمنامه مینیمالتر و با پوچگرایی غربی آمیخته و توی ژانر کمدی قرار داره، اما جنس کمدی لانتیموس مثل کارگردانهای دیگه نیست؛ این کارگردان دوست داره که عجیب و غیرمنطقی، منطقی واقع بشه تا اثر بیننده رو شوکه کنه و ذهن از خودش بپرسه «این دیگه یعنی چی؟» و از اونجایی که سینمای لانتیموس همواره به عجیب بودن و داشتن منطقی دیوانهوار معروفه، بوگونیا برای اشخاصی که با آثار لانتیموس آشنا نیستن ممکنه غیرقابلدرک باشه.
جزئیات ریز و نهفتهای توی فیلم وجود داره که شاید توجه کمتری بهش بشه:
⁃ این اثر درواقع یک اثر سیاسی معاصر با چاشنی فانتزی و کمدیِ عجیبوغریبه که با قضاوت بیننده همراهه، طوری که تئوریهای دقیق و افکار پارانویدی که تدی از خودش نشون میده احمقانه و کودکانه جلوه میده و استفاده از لنزهای عریض و فیشآی، کلوزآپهای دفرمه که از زاویهی بالا از اما استون گرفته شدن باعث میشه بیننده به این فکر بیفته که میشل واقعا ممکنه متعلق به این جهان نباشه و آدمفضاییه.
⁃ رفتار تعصبی و خشن تدی در مقابل رفتار سادهلوحانه میشل و خونسردیش باعث میشه مخاطب ناخودآگاه به قضاوت بپردازه و برای میشل دلسوزی کنه.
- انتخاب اما استون در جایگاه چنین نقشی جنبهی روانی داشته تا با اضافه کردن دینامیک زنانه، زیبایی و معصومیت در تضاد با تئوریهای تدی قرار بگیرن (در ورژن کرهای درواقع مدیرعامل یک مَرده).
- پلیسی که با تدی صحبت میکنه و از حرفهایی که بینشون رد و بدل میشه متوجه میشیم که قبلا تدی توسط این فرد مورد تجاوز و آزارجنسی قرار گرفته.
⁃ (اسپویل): فردی مثل تدی که به گمان خودش نسبت به پسرخالهش منطقیتر و باهوشتره و از همکارانش میخواد از حق خودشون دفاع کنن، در نهایت با ضدیخ مادر خودش رو میکشه :)))
⁃ روند فیلم ممکنه برای بعضیها خفه و حوصلهسربر باشه، پس نمیشه این اثر رو عامهپسند دونست.
پایان فیلم و حقیقت غیرقابل پیشبینی ضربهی نهایی رو میزنه، دوستانی که گمان میکنن دقیقههای نهایی فیلم تفکرات و تئوریهای تدی بوده درواقع ژانر این فیلم و امضای نهایی کارگردان رو نادیده گرفتهن؛ چراکه در نهایت لانتیموس منطقِ غیرمنطقی خودش رو به تصویر میکشه و بهاصطلاح از قائدهی «هرچه دورتر از انتظار، محبوبتر» پیروی میکنه. بوگونیا از عمد به نحوی ساخته شده که منطقِ دیوانگان، "منطقیترین" پاسخ به آشوبِ جهان به نظر برسه تا اثر در ذهن بیننده ماندگارتر ثبت بشه و این ویژگیِ عجیب بودن به عاملی برای جذب بیننده و ریت بالای این فیلم تبدیل بشه.
یک جوری بعضیا گارد گرفتن که تئوری توطئه هست و فلان که انگار همین کِمترِیل (رد شیمیایی) و جزیره اپستین یه زمانی تئوری توطئه نبودن! الان میتونین بگین الکی هستن؟ خلاصه نمیخوام تایید کنم همه چیز های تئوری های توطئه رو چون حقیقت و دروغ و برداشت های متفاوت و یا حتی غلط خیلی زیاد قاطی شدن اما بعضیا خودشون رو خیلی آگاه میدونن و همین خودش دلیلی میشه که میتونن ببینن یا بشنون اما نه همیشه و این خودش خطرناکه! چون راحت برنامه ریزی میشن و هیچوقت هیچی رو زیر سوال نمیبرن!
این اثر درواقع برگرفته از فیلم کرهای save the green planet! (2003) هست که از نظر بصری و فیلمنامه مینیمالتر و با پوچگرایی غربی آمیخته و توی ژانر کمدی قرار داره، اما جنس کمدی لانتیموس مثل کارگردانهای دیگه نیست؛ این کارگردان دوست داره که عجیب و غیرمنطقی، منطقی واقع بشه تا اثر بیننده رو شوکه کنه و ذهن از خودش بپرسه «این دیگه یعنی چی؟» و از اونجایی که سینمای لانتیموس همواره به عجیب بودن و داشتن منطقی دیوانهوار معروفه، بوگونیا برای اشخاصی که با آثار لانتیموس آشنا نیستن ممکنه غیرقابلدرک باشه.
جزئیات ریز و نهفتهای توی فیلم وجود داره که شاید توجه کمتری بهش بشه:
⁃ این اثر درواقع یک اثر سیاسی معاصر با چاشنی فانتزی و کمدیِ عجیبوغریبه که با قضاوت بیننده همراهه، طوری که تئوریهای دقیق و افکار پارانویدی که تدی از خودش نشون میده احمقانه و کودکانه جلوه میده و استفاده از لنزهای عریض و فیشآی، کلوزآپهای دفرمه که از زاویهی بالا از اما استون گرفته شدن باعث میشه بیننده به این فکر بیفته که میشل واقعا ممکنه متعلق به این جهان نباشه و آدمفضاییه.
⁃ رفتار تعصبی و خشن تدی در مقابل رفتار سادهلوحانه میشل و خونسردیش باعث میشه مخاطب ناخودآگاه به قضاوت بپردازه و برای میشل دلسوزی کنه.
- انتخاب اما استون در جایگاه چنین نقشی جنبهی روانی داشته تا با اضافه کردن دینامیک زنانه، زیبایی و معصومیت در تضاد با تئوریهای تدی قرار بگیرن (در ورژن کرهای درواقع مدیرعامل یک مَرده).
- پلیسی که با تدی صحبت میکنه و از حرفهایی که بینشون رد و بدل میشه متوجه میشیم که قبلا تدی توسط این فرد مورد تجاوز و آزارجنسی قرار گرفته.
⁃ (اسپویل): فردی مثل تدی که به گمان خودش نسبت به پسرخالهش منطقیتر و باهوشتره و از همکارانش میخواد از حق خودشون دفاع کنن، در نهایت با ضدیخ مادر خودش رو میکشه :)))
⁃ روند فیلم ممکنه برای بعضیها خفه و حوصلهسربر باشه، پس نمیشه این اثر رو عامهپسند دونست.
پایان فیلم و حقیقت غیرقابل پیشبینی ضربهی نهایی رو میزنه، دوستانی که گمان میکنن دقیقههای نهایی فیلم تفکرات و تئوریهای تدی بوده درواقع ژانر این فیلم و امضای نهایی کارگردان رو نادیده گرفتهن؛ چراکه در نهایت لانتیموس منطقِ غیرمنطقی خودش رو به تصویر میکشه و بهاصطلاح از قائدهی «هرچه دورتر از انتظار، محبوبتر» پیروی میکنه. بوگونیا از عمد به نحوی ساخته شده که منطقِ دیوانگان، "منطقیترین" پاسخ به آشوبِ جهان به نظر برسه تا اثر در ذهن بیننده ماندگارتر ثبت بشه و این ویژگیِ عجیب بودن به عاملی برای جذب بیننده و ریت بالای این فیلم تبدیل بشه.