لیلی شرایط کودکی دشوار خود را پشت سر گذاشته و پا به ماجراجویی جدیدی میگذارد اما ملاقاتش با یک جراح مغز و اعصاب باعث یادآوری خاطرات دردناک گذشته میشود...
به عنوان یه دختر با فیلم خیلی همذات پنداری کردم و چقدر عشق نوجوونی این دونفر قشنگ بود،به نظرم فیلمو ببینید و عشق،غم و سردرگمیو خودتون لمس کنید؛فیلم قشنگیه
۱. بازیگر رایل تمام تصوراتم رو از کاراکتر خراب کرد. فکر میکردم بلیک هم اینطور باشه اما واقعاً طی فیلم از حضورش لذت بردم و خوب بود از نظرم. ۲. لیلی با مردی ازدواج کرده بود که کنترلی روی خشمش نداشت و بارها روش دست بلند کرده بود اما به دروغ یه بار بهش گفت دستم در رفتم یه بار گفت سر خوردی و آخر هم کاری کرد که یکی دیگه لازم باشه ببرتش بیمارستان. پس اینکه بگیم همه تقصیرها رو نباید گردن رایل انداخت عادلانه نیست و انکار کردن خشونت خانگیه. (اسپویل) ۳. لیلی از رایل جدا نشد چون دوستش نداره و ترجیح میده با اطلس باشه. اگر دقت کنین بعد از اینکه جدا میشن تا یک سال بعد اطلس رو نمیبینه. همچنین اگر کتاب It starts with us رو بخونین توضیح بیشتری ازش وجود داره.
عالی بود، البته به نظرم اول کتابش رو بخونید با همین اسم از نشر آموت. به نظرم اگر کتاب رو نخونده بودم خیلی فیلم رو دوست نداشتم اما چون از جزئیات همه چیز خبر داشتم خیلی برام خوشایند بود که به تصویر کشیده شده♥️
اگه کتاب رو خونده باشید متوجه میشین که فیلم رو افتضاح ساختن و بلیک هم اصلا گزینه مناسبی برای نقش لی لی نبود. فقط اطلس کمی به کارکترش در کتاب نزدیک بود. امتیازی که بهش می تونم بدم چهار از دهه
عالی بود. خشونت خانگی و anger issue رو به زیبایی به تصویر کشیده بود. اینکه اگر کسی رو دوست داریم که بهمون اسیب میزنه چه تصمیمی باید بگیریم.
مادر لیلی خشونت شوهرش رو سالها تحمل کرده بود به بهانه ی عاشق بودن و با این کارش خاطرات دردناک کودکی برای دخترش رقم خورده بود. حالا لیلی توی موقعیت مشابه قرار گرفت تا ترومای گذشته خودش رو جبران کنه، لیلی در نهایت تصمیم گرفت از مردی که دوستش داره ولی بخاطر anger issue بهش اسیب میزنه جدا بشه تا هم خودش بیشتر اسیب نبینه هم بچه اش اسیب نبینه با شاهد خشونت بودن در خانه …
فیلم اموزنده ای بود : به بهانه عشق توی رابطه ای که بهتون اسیب میزنه نمونید…
ولی خب شخصیت رایل هم خاکستری بود و دلسوزی مخاطب رو برانگیخته می کرد، اون خودش قربانی ترومای کودکی بود و نیاز به تراپی داشت قبل از شروع هر رابطه ای …
مادر لیلی خشونت شوهرش رو سالها تحمل کرده بود به بهانه ی عاشق بودن و با این کارش خاطرات دردناک کودکی برای دخترش رقم خورده بود. حالا لیلی توی موقعیت مشابه قرار گرفت تا ترومای گذشته خودش رو جبران کنه، لیلی در نهایت تصمیم گرفت از مردی که دوستش داره ولی بخاطر anger issue بهش اسیب میزنه جدا بشه تا هم خودش بیشتر اسیب نبینه هم بچه اش اسیب نبینه با شاهد خشونت بودن در خانه …
فیلم اموزنده ای بود : به بهانه عشق توی رابطه ای که بهتون اسیب میزنه نمونید…
ولی خب شخصیت رایل هم خاکستری بود و دلسوزی مخاطب رو برانگیخته می کرد، اون خودش قربانی ترومای کودکی بود و نیاز به تراپی داشت قبل از شروع هر رابطه ای …