جون پس از مرگ برادرش، زندگی جدیدی را در یک مدرسه تراز اول در ایتالیا آغاز میکند. او که میان جیمز، یک مبارز آشفته، و دوستش ویل، یک دانشآموز نمونه، گرفتار شده است...
سناریوش در حد سریال خانوم هلو و پیاز و پرتقال و توت فرنگی بود
دختره دقیقا از اول تا اخر فیلم سه روز مدرسه رفت، چهار بار پارتی، دو نفر عاشقش شدن، دو نفر دوست صمیمیش، دو نفر دشمن خونیش، دو بارم تهدید به تجا*ز شد
توجه کنین کل این اتفاقا تو نصف هفته افتاد
پنج روزه پسره رو دیدم بعد میگه من بهش اعتماد دارم و میره تو تختش میخوابه
پسرا هم احمق تر به خاطر دختری که پنج روزه شناختنش، دهن همو سرویس میکنن در حالی که مثل برادرن😂
دختره دقیقا از اول تا اخر فیلم سه روز مدرسه رفت، چهار بار پارتی، دو نفر عاشقش شدن، دو نفر دوست صمیمیش، دو نفر دشمن خونیش، دو بارم تهدید به تجا*ز شد
توجه کنین کل این اتفاقا تو نصف هفته افتاد
پنج روزه پسره رو دیدم بعد میگه من بهش اعتماد دارم و میره تو تختش میخوابه
پسرا هم احمق تر به خاطر دختری که پنج روزه شناختنش، دهن همو سرویس میکنن در حالی که مثل برادرن😂