یکی از نکاتی که خیلی توجه ام رو جلب کرده این بود که همه ی آدم بزرگ های فیلم می دونستند که یه مشکلی هست، اما جای اینکه کار درست رو انجام بدند می اومدند کار خوبه رو انجام می دادند.
صاحب خونه می دید مادر بچه ها خیلی وقته که تو خونه نیست جای اینکه به پلیس یا سازمان حمایت از کودکان خبر بده فقط اجاره خونه اش رو بیخیال شد.
مغازه دار می دید که بچه ها به غذا احتیاج دارند اما جای اینکه به مسئولین خبر بده فقط مجانی بهشون غذا می داد.
آدم باید کار خوبی که لازم هست رو انجام بده. نه کار خوبی که فقط یه حس خوب می ده و در نهایت فقط وقوع یک فاجعه رو به تاخیر می اندازه.
احتمالا اهل فیلم های حرفه ای دوست داشته باشند .
فیلم ناراحت کننده ای هست.
ریتم کندی داره.
اگر اهل فیلم های واقعی گرایانه هستید خوبه.
تجربه جدیدی برام بود ولی صادقانه آخرش دوست داشتم دیگه تموم بشه
نمره من 6.10
صاحب خونه می دید مادر بچه ها خیلی وقته که تو خونه نیست جای اینکه به پلیس یا سازمان حمایت از کودکان خبر بده فقط اجاره خونه اش رو بیخیال شد.
مغازه دار می دید که بچه ها به غذا احتیاج دارند اما جای اینکه به مسئولین خبر بده فقط مجانی بهشون غذا می داد.
آدم باید کار خوبی که لازم هست رو انجام بده. نه کار خوبی که فقط یه حس خوب می ده و در نهایت فقط وقوع یک فاجعه رو به تاخیر می اندازه.
فیلم ناراحت کننده ای هست.
ریتم کندی داره.
اگر اهل فیلم های واقعی گرایانه هستید خوبه.
تجربه جدیدی برام بود ولی صادقانه آخرش دوست داشتم دیگه تموم بشه
نمره من 6.10