نورا و هه سونگ، پس از مهاجرت خانواده نورا از کرهجنوبی از هم جدا میشوند. حال با گذشت 20 سال، نورا و هه سونگ در یک هفته سرنوشت ساز دوباره با یکدیگر روبرو شده و مفهوم عشق و سرنوشت را تجربه میکنند…
خیلی درام بود، یکم روند پیشرفت فیلم کند بود، واقعیتهای زندگی رو بصورت تقابل اتفاقهایی که ما در اونها تصمیم گیرنده نیستیم و اتفاقهایی که ما دوست داریم رخ بدن نشون میده،همچنین نشون میده کارهایی که در زمانی انجام دادیم یا انجام ندادیم چطور برای همیشه روی زندگی ما و دیگران تاثیر میذاره.در کل اگر به تماشای فیلمای مفهومی علاقمند هستید تماشا کنید در غیر اینصورت ممکنه خیلی از این فیلم لذت نبرید.
فیلم دراماتیک و احساسیست. چه پیامی داره؟ شرح حالی از تقابل عشق (نیمه گمشده) و موانعی که زندگی ممکنه ایجاد کنه مثل مهاجرت.
و چه کسانی ارتباط خواهند گرفت؟ کسانی که بتونن این شرح حال رو درک کنن (بر اساس تجربه امکان پذیر خواهد بود). با وجود شرایط ما که مهاجران زیادند احتمالا داستان بسیاری مشابه همین فیلم باشد.
کسانی که تجربه مرتبط داشته باشند پیامها، حسها و منظورها به خوبی به آنها منتقل خواهد شد در حالیست که برای دیگران این اتفاق نخواهد افتاد آن هم از سر اینکه تجربهها و تعاریف از عشق و روابط متفاوت است.
اینطور برداشت کردم که بعضی تصمیمگیری ها در داستان و نمایش آنها به مخاطب برای بزرگ کردن حس یا رساندن پیغامی بوده، بعضی حرفها یا نگاهها به چشم من خیالی و نمادین بوده و در واقعیت چنین اتفاقی شاید نیفتد اما هر کس که تجربه مشابه را داشته باشد شاید چنین تصوراتی بکند یا وقتی با فیلم مواجه شود منظور را بداند. داستان فیلم مفهومی انتزاعی را متشکل از حسهای گوناگون (عشق، خشم، حرص، سوگ) دو عاشق را به تصویر میکشد و میخواهد درد و رنجی را که زندگی و شرایط تحمیل میکند قاب کند. اندوهی که از عشق فوران میکند و نه از نفرت یا دوست نداشتن، خشمی که همراه سوگ است و افسوسی که زخم ماندگاری بر دل است و امان از زندگی که ما را در قبال همهی اینها عاجر میکند.
خیلی معمولی و با روند کند.
در طول فیلم هیچ صحنه ای اونقدر احساسات آدم و جریحه دار نمیکنه،مگه سکانس آخر...
قطعا برای کسی که همچین تجربه ای داشته قابل درک تر هست🙏
روند فیلم کند بود، بنابراین یکم خسته کننده...
و اینکه هر کسی میتونه برداشت های متفاوتی از یک فیلم داشته باشه.
بنظرمن مفاهیم زیادی تو دل فیلم بود که من لذت بردم
برای یکبار دیدن ارزشش رو داشت
ممنون از آوامووی🙏💐
فیلم بسیار غیرواقعی و بی هدفی بود... از یه شوهر بسیار روشن فکر که خیلی راحت بزاره همسرش با عشق دوران کودکیش بره بیرون گرفته تا دختری که هرچیزیو به اون عشق ترجیح داده و تو سکانس آخر گریه میکنه...
کاملا بی مفهوم و ارزش دیدن نداره
و چه کسانی ارتباط خواهند گرفت؟ کسانی که بتونن این شرح حال رو درک کنن (بر اساس تجربه امکان پذیر خواهد بود). با وجود شرایط ما که مهاجران زیادند احتمالا داستان بسیاری مشابه همین فیلم باشد.
کسانی که تجربه مرتبط داشته باشند پیامها، حسها و منظورها به خوبی به آنها منتقل خواهد شد در حالیست که برای دیگران این اتفاق نخواهد افتاد آن هم از سر اینکه تجربهها و تعاریف از عشق و روابط متفاوت است.
اینطور برداشت کردم که بعضی تصمیمگیری ها در داستان و نمایش آنها به مخاطب برای بزرگ کردن حس یا رساندن پیغامی بوده، بعضی حرفها یا نگاهها به چشم من خیالی و نمادین بوده و در واقعیت چنین اتفاقی شاید نیفتد اما هر کس که تجربه مشابه را داشته باشد شاید چنین تصوراتی بکند یا وقتی با فیلم مواجه شود منظور را بداند. داستان فیلم مفهومی انتزاعی را متشکل از حسهای گوناگون (عشق، خشم، حرص، سوگ) دو عاشق را به تصویر میکشد و میخواهد درد و رنجی را که زندگی و شرایط تحمیل میکند قاب کند. اندوهی که از عشق فوران میکند و نه از نفرت یا دوست نداشتن، خشمی که همراه سوگ است و افسوسی که زخم ماندگاری بر دل است و امان از زندگی که ما را در قبال همهی اینها عاجر میکند.
در طول فیلم هیچ صحنه ای اونقدر احساسات آدم و جریحه دار نمیکنه،مگه سکانس آخر...
قطعا برای کسی که همچین تجربه ای داشته قابل درک تر هست🙏
و اینکه هر کسی میتونه برداشت های متفاوتی از یک فیلم داشته باشه.
بنظرمن مفاهیم زیادی تو دل فیلم بود که من لذت بردم
برای یکبار دیدن ارزشش رو داشت
ممنون از آوامووی🙏💐
کاملا بی مفهوم و ارزش دیدن نداره