یه فیلم آروم، تلخ و عمیق درباره تنهایی، سوگ و نیاز آدم به عشق و پذیرفته شدنه. اندرو اسکات با یه بازی فوقالعاده، احساسات شخصیتش رو بدون اغراق منتقل میکنه و همین فیلم رو ماندگار کرده. شاید ریتمش برای همه مناسب نباشه، اما اگه باهاش ارتباط بگیری، تا مدتها از یادت نمیره.
اجرای Andrew Scott توی نمایش Vanya واقعاً شاهکاره. اون بهتنهایی چندین شخصیت رو فقط با تغییر صدا، نگاه و زبان بدن بازی میکنه و هر کدوم کاملاً متفاوت و باورپذیرن. بازیش خیلی ظریف و واقعیه و حسرت، تنهایی و ناامیدی شخصیتها رو بدون اغراق منتقل میکنه. در کنار متن عمیق Anton Chekhov، نتیجه یه اجرای تأثیرگذار و فراموشنشدنیه که به نظرم هر کسی به تئاتر و بازیگری علاقه داره، باید ببینه.
بزرگترین نقطه قوت فیلم، بازی Andrew Scott هست، او اضطراب، تردید و مسئولیت سنگین شخصیتش را بسیار باورپذیر اجرا میکند. کارگردانی هم فضای بسته، پرتنش و خفقانآور اتاقهای فرماندهی را بهخوبی منتقل میکند. در مقابل، فیلم برای همه سلیقهها نیست. اگر انتظار نبردهای بزرگ، اکشن یا هیجان مداوم داشته باشید، احتمالاً ریتم آرام و دیالوگمحور آن کند به نظر میرسد. اما اگر از فیلمهایی لذت میبرید که تنش را از طریق شخصیتها، گفتوگوها و تصمیمهای دشوار میسازند انتخاب خوبی است.