بله ولی اگه همهی ماجراها اونجا اتفاق میوفتاد، کمی تکراری میشد، اینکه فضا گسترده میشد رو دوست داشتم چون منم وارد فضای ناشناختهی جدید میشدم، مشکل افت کردن محتوا، دیالوگها و سردرگمی خط داستانی بود، حیف خیلی دوستش داشتم، حتی با افت سریال هم چیزی از هیجان برای دیدن قسمت جدید کم نمیشد.
همونموقع که اومده بود دیدمش و الان میبینم نظراتش کمه دیدم کم لطفیه و در حقش کم کاری شده، به نظرم بهترین بازی املیا کلارک هست، بعضی جا که تند حرف میزنه یا احساسات صورتش، میگفتم این نقش رو فقط برای امیلیا ساختن، زیبا و موضوع جالب و حال خوب کن، کمی احساسی و عاشقانه، کمی کمدی و موزیکال، کلا اگه روی مود کریسمس هستی، بهترین گزینه هست.
اینها رو که فهمیدیم به برنارد گفت، چیزی که احتمال میدم اضافه گفته باشه و فقط نتیجه رو دیدیم اینکه به برنارد گفته باشه ما همه زندانی و تحت کنترل و آزمایشیم چون برنارد آخر سریال به جولیت گفت میرم بیرون و میخوام برای چند دقیقه هم که شده حس کنم آزادم
اون کلید یک پیجر داشت که هروقت از بالا پیامی میخواستن به برنارد بدن چشمک میزد و برنارد میرفت تا دستورات جدید رو بشنوه، وقتی دیگه چشمک نمیزد و برنارد یک نفس راحت کشید برای این بود که فکر میکرد کار درستی رو انجام میده و نیاز به تغییر نیست و فکر میکرد بالاییها ازش راضی هستن ولی این نشون میداد از این سیلو ناامید شدن و دیگه دستور جدید چیزی رو درست نمیکنه
اون که گفت منم همینطور، هوش مصنوعی بود و وظیفهاش کمک و نجات سیلو بود ولی بالا دستیا اگه پادمان رو فعال کنن این هوش مصنوعی کاری ازش برنمیاد ولی تا قبل از اون وظیفه داره سیلو رو نجات بده
مادر و پدرش از پادمان و لولهها با خبر شده بودن و یطوری لولهها رو مسدود کرده بودن چون لولهها اگه گاز رو منتشر میکردن، قبل از شورش، همه میمردن
چه آینده نگری داشتن که لو نرفت، فکر کن اگه صد سال دیگه همچین سیلویی ساخته بشه، رمزش همون چهار رقمه که توی سریال سیلو گذاشته بودن وای چرا به ذهنم نرسیده بود :|
اون که گفت منم همینطور، هوش مصنوعی بود و وظیفهاش کمک و نجات سیلو بود ولی بالا دستیا اگه پادمان رو فعال کنن این هوش مصنوعی کاری ازش برنمیاد ولی تا قبل از اون وظیفه داره سیلو رو نجات بده
مادر و پدرش از پادمان و لولهها با خبر شده بودن و یطوری لولهها رو مسدود کرده بودن چون لولهها اگه گاز رو منتشر میکردن، قبل از شورش، همه میمردن