١- واقعا نمیدونیم چطور میخوان تمومش کنند این فیلمو😅
هر قسمت داره تئوری های جدید اضافه میکنه
واقعا سخته جمع کردن همچین داستانی که علاوه بر اینکه کاراکتر هاش داستان خودشون رو دارن
حتی یه تیکه سنگ هم داستان خودش رو داره (طلسم ها)
با توجه به قسمت چهارم فصل ۴
١-فاطیما احتمالا هیولایی میسازد با گل که میتونه کنترلش کنه چون توی بقیه سریال ها تقریبا اینجوری بوده و با توجه به دیالوگ هاش که گفت من هنوز اون موجود رو حس میکنم ، بیشتر ذهن رو میبره به طرفی که فاطیما هم توسط شهر داره کنترل میشه
٢-اون کت زرده میخواد با اختلاف بین مردم ، خودشون خودشون رو بکشن ( اول که وارد شد گفت از این کشتار خیلی خوشم میاد و جای جالب ماجراست)
بعدشم با کنترل ذهن سارا و به دست آوردن اعتماد سارا نسبت به شهر اونم جزو تیم خودش کرد .
٣- تابیتا میخواد با بچش همدردی کنه ولی مشخص بود تهه دلش انگار بهش یه امیدی میداد که شاید چیزی که ایتن میگه درسته
۴- پسر سفید پوش بزرگ شده ،
توی چرخه های قبلی ، پسر کلا همینجوری بود
احتمالا جوری برنامه ریزی شده بود که تابیتا و جید همش بمیرن و زنده بشن توی این شهر و نتونن بچه های انکگویی رو نجات بدن یا یادشون بیادشون .
برای همین وقتی با کمک جیم تونستن چرخه همیشگی رو بشکنن تاوانش رو پس دادن .
سلام دوستان
توضیح کلی درباره فیلم :
١٢ قسمته ولی به اندازه ٢٠ قسمت جونتو میگیره.
خودم جز وقتایی که اشپزیش داشت داوری میشد میزدم جلو ، چون داستانش کلا مشخص بود
اگه یکم آگاه باشین به ژانر تخیلی فانتزی ، قشنگ معلومه بعدش چی میشه .
(من صرفا چون سریال پاستا رو دوست داشتم اینم دیدم ولی هر شاهکاری یه کپی بی ارزش داره ... )
منتها فیلمیه که حوصله ات سر بره میتونی ببینیش، باهاش بخندی و گریه کنی .
آخرش هم که کارگردان حال نداشت سناریویی برای اومدن پادشاه به آینده بنویسه، تو فیلم گفتن( رازه) و فیلم تموم شد 🙁 ..
(با اینکه حسم میگه بازم بهمون چیزی اضافه نمیکنن)
هر قسمت داره تئوری های جدید اضافه میکنه
واقعا سخته جمع کردن همچین داستانی که علاوه بر اینکه کاراکتر هاش داستان خودشون رو دارن
حتی یه تیکه سنگ هم داستان خودش رو داره (طلسم ها)
با توجه به قسمت چهارم فصل ۴
١-فاطیما احتمالا هیولایی میسازد با گل که میتونه کنترلش کنه چون توی بقیه سریال ها تقریبا اینجوری بوده و با توجه به دیالوگ هاش که گفت من هنوز اون موجود رو حس میکنم ، بیشتر ذهن رو میبره به طرفی که فاطیما هم توسط شهر داره کنترل میشه
٢-اون کت زرده میخواد با اختلاف بین مردم ، خودشون خودشون رو بکشن ( اول که وارد شد گفت از این کشتار خیلی خوشم میاد و جای جالب ماجراست)
بعدشم با کنترل ذهن سارا و به دست آوردن اعتماد سارا نسبت به شهر اونم جزو تیم خودش کرد .
٣- تابیتا میخواد با بچش همدردی کنه ولی مشخص بود تهه دلش انگار بهش یه امیدی میداد که شاید چیزی که ایتن میگه درسته
۴- پسر سفید پوش بزرگ شده ،
توی چرخه های قبلی ، پسر کلا همینجوری بود
احتمالا جوری برنامه ریزی شده بود که تابیتا و جید همش بمیرن و زنده بشن توی این شهر و نتونن بچه های انکگویی رو نجات بدن یا یادشون بیادشون .
برای همین وقتی با کمک جیم تونستن چرخه همیشگی رو بشکنن تاوانش رو پس دادن .
تئوری ها خیلی زیاده
امیدوارم خوشتون اومده باشه
توضیح کلی درباره فیلم :
١٢ قسمته ولی به اندازه ٢٠ قسمت جونتو میگیره.
خودم جز وقتایی که اشپزیش داشت داوری میشد میزدم جلو ، چون داستانش کلا مشخص بود
اگه یکم آگاه باشین به ژانر تخیلی فانتزی ، قشنگ معلومه بعدش چی میشه .
(من صرفا چون سریال پاستا رو دوست داشتم اینم دیدم ولی هر شاهکاری یه کپی بی ارزش داره ... )
منتها فیلمیه که حوصله ات سر بره میتونی ببینیش، باهاش بخندی و گریه کنی .
آخرش هم که کارگردان حال نداشت سناریویی برای اومدن پادشاه به آینده بنویسه، تو فیلم گفتن( رازه) و فیلم تموم شد 🙁 ..
اره خلاصه
لذت ببرید :/