باعث و بانی تمام این جنگها و کشتارها همین اوتوه و بعد خیلی سریع گردن زده شد،به نظر من مرگ خیلی سریعی داشت باید خیلی بیشتر زجر میکشید چون در آخر تمام اژدهایان و کلی مردم بیگناه میمیرند
منتظر شدم فصل کامل بشه بعد دیدم. سریال همچنان جذاب و سطح بالاست ولی در مقایسه با Got و A Knight of the Seven Kingdoms ضعیفتره. یعنی من اگه به اونا 9 یا 9.5 بدم به این 8 یا 8.5
سریال خیلی شلوغه و خطهای داستانی زیاد و پراکنده داره که باعث میشه زمان کافی برای شخصیتپردازی نباشه، در نتیجه تصمیمات و تغییر شخصیت بعضی کاراکترها غیرمنطقی و دور از ذهن به نظر میاد. مثلا تصمیمات و تغییر رفتار الیسنت در مورد بچههاش از فصل اول تا سوم یا حتی دوم یا سوم چندان باورپذیر نیست. تو GoT تا فصل آخر تغییر شخصیت رادیکل از کاراکترها نداشتیم اما اونجا هفت فصل پیشینه پشت سرشون بود که این تغییر رو در ذهن باورپذیر میکرد.
ریتم کند نیست و مخصوصا در نیمه دوم فصل با سرعت جلو میره ولی همچنان بنظرم سکانسهای اضافه هم داشت که میتونست جاشون رو به چیزهای مهمتری بده. یک ویژگی همیشگی دنیای جرج مارتین هم نهایی و قاطع بودن مرگهای شوکهکننده کاراکترها بوده که اینجا هم ادامه داره اما همچنین بازگشت از مرگ کاراکتر و اژدها هم داشتیم که برای من یکم دور از انتظار بود.
در مورد ازدیاد اژدها تو این سریال و فصل هم مطمئن نیستم. از طرفی جذابه و صحنهها خوب و باورپذیر در اومده اما احساس میکنم زیاد شدنش از طرفی باعث از بین رفتن جادویی بودنش میشه و از طرف دیگه جذابیت واقعی دنیای GoT هیچوقت تو اژدها و جادویی بودن دنیاش نبود، بلکه در روابط افراد با هم و داستانهای خودشون و مکالمههاشون با هم و در مجموع پیچیدگیهایی که در تار و پود این روابط پنهان شده بود، دیده میشد.
من همیشه اینکارا میکنم،سریال کامل که اومد میبینمش.اینکه یک قسمت ببینی یک هفته صبر کنی تا قسمت بعدی بیاد اعصاب خردکنه و درست یادت نیست قسمت قبلیها را و حسش هم دیگه رفته
سریالش خیلی پر فراز و نشیبه. یادمه سه فصل اول سریال گات رو توی ۲ روز بدون اینکه بخوابم پشت سر هم دیدم اونقدر که جذاب بود. این سریال هم خوبه ولی اونقدری که باید میخکوبت نمیکنه. بهترین قسمتش هم اپیزود آخر فصل سوم بود.
سریال خیلی شلوغه و خطهای داستانی زیاد و پراکنده داره که باعث میشه زمان کافی برای شخصیتپردازی نباشه، در نتیجه تصمیمات و تغییر شخصیت بعضی کاراکترها غیرمنطقی و دور از ذهن به نظر میاد. مثلا تصمیمات و تغییر رفتار الیسنت در مورد بچههاش از فصل اول تا سوم یا حتی دوم یا سوم چندان باورپذیر نیست. تو GoT تا فصل آخر تغییر شخصیت رادیکل از کاراکترها نداشتیم اما اونجا هفت فصل پیشینه پشت سرشون بود که این تغییر رو در ذهن باورپذیر میکرد.
ریتم کند نیست و مخصوصا در نیمه دوم فصل با سرعت جلو میره ولی همچنان بنظرم سکانسهای اضافه هم داشت که میتونست جاشون رو به چیزهای مهمتری بده. یک ویژگی همیشگی دنیای جرج مارتین هم نهایی و قاطع بودن مرگهای شوکهکننده کاراکترها بوده که اینجا هم ادامه داره اما همچنین بازگشت از مرگ کاراکتر و اژدها هم داشتیم که برای من یکم دور از انتظار بود.
در مورد ازدیاد اژدها تو این سریال و فصل هم مطمئن نیستم. از طرفی جذابه و صحنهها خوب و باورپذیر در اومده اما احساس میکنم زیاد شدنش از طرفی باعث از بین رفتن جادویی بودنش میشه و از طرف دیگه جذابیت واقعی دنیای GoT هیچوقت تو اژدها و جادویی بودن دنیاش نبود، بلکه در روابط افراد با هم و داستانهای خودشون و مکالمههاشون با هم و در مجموع پیچیدگیهایی که در تار و پود این روابط پنهان شده بود، دیده میشد.