زمانی که ملکه بیمار می شود، ندیمه او سارا، امور را به دست می گیرد، اما بزودی ندیمهای دیگر به نام ابیگل از راه می رسد و جایگاه او را متزلزل می کند و...
"سوگولی" فیلم خوبیه ولی نه به اندازه کارهای قبلی کارگردانش. تا جایی که اگه ندونید که ساخته ی کدوم کارگردانه، به سختی باور میکنید که اثر همون کارگردانی هست که "دندان نیش"، "خرچنگ" و "کشتن گوزن مقدس" رو ساخته. "سوگولی" عامه پسندترین فیلم لانتیموسه. داستان سه زن رو روایت میکنه که هرکدوم به نوعی در تلاش برای محبوب بودن و حفظ موقعیتشون هستن (ملکه ای که میخواد سوگلی کشورش باشه و دو زن ملازم که میخوان سوگلی ملکه باشن) و فیلم درباره ی هزینه و تاوانی هست که هرکدوم از این سه زن برای رسیدن به جایگاهی که در سر دارن، میپردازن. فیلم یه سکانس زیبا داره که دلقکی کریه، مایه سرگرمی اشراف زاده هایی شده که به سمت بدنش میوه گندیده پرت میکنن و دلقک با لبخندی به لب، پذیرای این خفت شده. سکانسی نمادین که ماهیت تلاش های این سه زن رو نشون میده. موسیقی فیلم و بازی خوب الیویا کلمن از نقاط مثبت فیلمه. ولی در کل، از تمام فیلم های قبلی لانتیموس کمتر معناگرا و نمادینه و دلیلش شاید این باشه که اینبار بر خلاف همیشه فیلمنامه رو خود کارگردان ننوشته.