...در بازگشت به خانه، گلاکو، طراح صنعتی، همسر خود را در رختخواب با یک سردرد جدی میابد. او شام را ترک کرده اما هوا سرد است و گلاکو تصمیم می گیرد خود را آماده یک وعده غذایی لذیذ كند
یکی از عجیب ترین و جسورانه ترین آثار سینمای مدرن و تجسم پوچی در زندگی انسان معاصر. بخش زیادی از فیلم فاقد دیالوگه و تنها تصویره که حرف میزنه. فیلم در نمایش پوچی زندگی معاصر، تنهایی بشر مدرن و خصوصا طبقه بورژوازی بی رحمانه تا انتها پیش میره. خیلی از اعمال و نشانه ها در فیلم مبهمه و بیشتر به هدف تولید و ایجاد سئوال در ذهن تماشاگره تا دادن پاسخی قطعی به او. فیلم نمایشگر پوچی در جهان مدرنه و به شدت وامدار ادبیات و تئاتر ابسورد (پوچ گرا) است.
فیلم مطلقا برای سرگرمی نیست و برای تماشاگری ساخته شده که علاقه به یافتن نگاه فلسفی و انتقادی در فیلم داره.
میشل پیکولی بازیگر بزگ فرانسوی که اتفاقا مورد علاقه کارگردان هم هست و از نمادهای سینمای مدرن به شمار میاد حضوری تأثیرگذار داره و حقیقتا در قبول این نقش جسارت و شجاعت زیادی به خرج داده بخصوص که بیشتر بازی در سکوت میگذره.
فیلم مطلقا برای سرگرمی نیست و برای تماشاگری ساخته شده که علاقه به یافتن نگاه فلسفی و انتقادی در فیلم داره.
میشل پیکولی بازیگر بزگ فرانسوی که اتفاقا مورد علاقه کارگردان هم هست و از نمادهای سینمای مدرن به شمار میاد حضوری تأثیرگذار داره و حقیقتا در قبول این نقش جسارت و شجاعت زیادی به خرج داده بخصوص که بیشتر بازی در سکوت میگذره.