روایتی از جوانان پرشوری که با فیلمهای مستندی مانند«زمینِ اسپانیایی» ساختۀ ارنست همینگوی، راهی اسپانیا میشوند تا از جمهوریِ این کشور در برابر ژنرال فرانکو که از حمایت نظامی کامل هیتلر و موسولینی برخوردار بود بایستند، سربازان غیرحرفهای با سلاحهای غیرحرفهای، که یارای ایستادگی در برابر نیروهای نظامی مسلح به بهترین تجهیزات ایتالیایی-آلمانی را نداشتند. ماجرای تکراری شور و عشق ناکام انسانهای خوشقلبی که با ایدههایی انساندوستانه و با شعارهایی از جنس برابری – صرفنظر از اینکه یعنی چه و تا چه حد عملی است – با عشق به همنوعان خود پا به میدانهای بزرگ میگذارند و امواجی خلق میکنند که در نهایت، معمولا موردِ سواریِ ساختارهای قدرتِ سرکوبگر و عمدتا ناکارآمد و فاسد قرار میگیرد، و خود در مصالحه بین این قدرت ها ناکام می مانند.