فیدرا توسط شوهر ثروتمند و مُسن اش به لندن فرستاده می شود تا الکسیس، فرزندش که حاصل ازدواج قبلی بوده را برای تابستان به خانه بیاورد. اما زمانی که فیدرا و الکسیس با یکدیگر ملاقات میکنند عاشق هم می شوند.
فیلمی در زمان خودش جنجالی به خاطر مضمون عشق ممنوعه مادر خوانده به پسرخوانده و البته برای امروز کمی کهنه.
فیلمنامه بر اساس تراژدی هیپولیت اثر اوریپید نماینامه نویس بزرگ عصر باستان یونان نوشته شده و داستان رو به عصر معاصر آورده.
مشکل فیلم اینه که ژول داسین (کارگردان فیلم) نتونسته با موفقیت اثر رو به زبان روز تصویر کنه و اگرچه کارگردانی توانا بود ولی در این فیلم انگار بیشتر مرعوب سوژه و بازیگران تواناش قرار گرفته. وادیم موفق نشده غنای کلام اوریپید رو به زبان تصویر در بیاره. ملینا مرکوری بازیگر مناسبی برای نقش فدرا است ولی اسیر نگاه تک بعدی کارگردان شده و آنتونی پرکینز هم همون نقش جوان شکننده و در مرز فروپاشی روانی همیشگی رو بازی میکنه که البته در لحظاتی تأثیر گذاره و حضور وزین رالف والونه هم امتیازی برای فیلمه. ای کاش کارگردان اینقدر نگاه اغراق آمیز به شخصیت ها نداشت که اگر این اتفاق می افتاد قطعا با اثری به مراتب بهتر روبه رو بودیم.
سکانس پایانی فیلم بسیارز تأثیر گذاره و موسیقی نیکیس تئودوراکیس بی نظیره.
فیلمنامه بر اساس تراژدی هیپولیت اثر اوریپید نماینامه نویس بزرگ عصر باستان یونان نوشته شده و داستان رو به عصر معاصر آورده.
مشکل فیلم اینه که ژول داسین (کارگردان فیلم) نتونسته با موفقیت اثر رو به زبان روز تصویر کنه و اگرچه کارگردانی توانا بود ولی در این فیلم انگار بیشتر مرعوب سوژه و بازیگران تواناش قرار گرفته. وادیم موفق نشده غنای کلام اوریپید رو به زبان تصویر در بیاره. ملینا مرکوری بازیگر مناسبی برای نقش فدرا است ولی اسیر نگاه تک بعدی کارگردان شده و آنتونی پرکینز هم همون نقش جوان شکننده و در مرز فروپاشی روانی همیشگی رو بازی میکنه که البته در لحظاتی تأثیر گذاره و حضور وزین رالف والونه هم امتیازی برای فیلمه. ای کاش کارگردان اینقدر نگاه اغراق آمیز به شخصیت ها نداشت که اگر این اتفاق می افتاد قطعا با اثری به مراتب بهتر روبه رو بودیم.
سکانس پایانی فیلم بسیارز تأثیر گذاره و موسیقی نیکیس تئودوراکیس بی نظیره.