یک مستندی هست به اسم «میراث آلبرتا». این حدود ده سال پیش ساخته شد و اون زمان خیلی صدا کرد. درباره ایرانیهای مهاجره. اگه حال داشتی ببینش.
اگه خوشتن اومد ازش، بعدش برو اسم کارگردانش رو سرچ کن. « حسین شمقدری». بعدش بشین فکر کن هنوز هم به نظرت طرف داره حرف حق میزنه یا داره زر میزنه و فقط میخواد بودجه رو حلال کنه؟
شاید براتون جالب باشه که من از وقتی این مستند رو دیدم دیگه نتونستم با همون دیدِ قبلی به جامعه کوئیر نگاه کنم. و الان واقعا با دیدنشون یک جوری میشم؛ خصوصا کسانی که دگردیسی جنسی واضح دارند. (حالا منظورم مردی که پیرهن صورتی داره یا دختری که شلوار میپوشه نیست؛ کما یان که الان مد شده پسرهای عادی هم گوشاره میندازن یا دخترها فسقلی صد جور تتوی اراذلی دارند روی دست و سینه و پاشون :)))))) بگیرید چی میگم دیگه).
چند تا کامنت ریز میذارم و میرم. تا سری بعد که اگه کسی کامنت گذاشت:
1. گفتی:« این یکی از اصول تفکر نقاده که: مهم نیست کی میگه، ببین چی میگه!» ... به نظر این ادعا از ادبیات و منطق شیعه اومده (اُنْظُرْ الی مَا قَالَ، و لا تَنْظُر إِلَی مَنْ قَالَ).. من اصلا این حرف رو قبول ندارم. همهی آدمها بسته به این که کی هستند ممکنه یک حرف درست رو با هدف کج و معوج کردن واقعیت مطرح کنند. اتفاقا من همیشه نگاه میکنم یک حرفی رو دقیقا کی زده، خطاب به کی گفته، برای چی گفته و اصلا هدفش چی بوده از مطرح کردنش.
مثال واضحش همین آخوند حسین آقامیری هست. یک مدتی دوستهای ما میاومدند با یک حالتی میگفتند: «واییی. دیدی چی گفت»؟! و من نظرم این بود که ک.ل. هر چی آخوند.
که تهش هم دیدیم یارو تا خرخره تو لجنه و الان واسه خودش یک پا مفسد اقتصادیه 😂😂😂
2. کتاب «مغالطه های پر کاربرد از ریچارد پل و لیندا الدر» رو پیدا میکنم و میخونم. 🙏
۳. در مورد این که خود والش جهتگیری نداره، ببین داره دیگه. یچ کسی نیست که واقعا بدونجهت گیری باشه. الان جهتگیریهای من یارانی در خرداد ۱۴۰۲ و بعد این همه اتفاقهایی که سال پیش افتاد کاملا مشخصه. این جهتگ
یری من به خاطر خونوادهای که دارم هست، راهی که ازش پول درمیارم هست، حلقهی اجتماعیم هست، سرگرمیها و علایقم، رسانهها و... . واقعیت اینه که همهی ما تا حد زیادی مجبوریم توی همون چارچوبی که زندگی برامون تعیین میکنه جهتگیری داشته باشیم و فکر کنیم، بدون این که متوجهش باشیم.
۴. شخصی کردن قضیه بدترین کاریه که میشه توی مواجهه با موضوعات منطقی انجام داد.
هر چند میفهمم که چی میگی، چنین اتفاقی احتمالا برالی اعضای هر خونوادهای خصوصا توی ایران سخت خواهد بود. ولی خب؛ آدم که نمیتونه همیشه برای بقیه زندگی کنه، هان؟
نمرهی این فیلم میتونه هم اشتباه و هم درست باشه. درست از اون نظر که از نظر سینمایی، یا بازی و حتی فیلمنامه اونقدرها هم فیلم خوبی نبود. اشتباه از اون نظر که این یک فیلم واقعا خاصه. از اون دست فیلمهایی که طرفداران خاص خودشون رو دارند. این فیلم رو باید با چشم دل دید تا بتونی احساسات نهفته شده رد اعماقش رو با گوشت و خونت درک کنی. احساساتی که درک کردنشون هم کار هر کسی نیست
یکی از بهترین فیلمهایی هست که هم پایچینو هم هم دپ بازی کردهاند. نمی دونم داستان این نمرهي مسخره یچه. یک اثر عمیق درباره خانواده، وظیفه، رفاقت و حسرت زندگی از دست رفته
یک مستندی هست به اسم «میراث آلبرتا». این حدود ده سال پیش ساخته شد و اون زمان خیلی صدا کرد. درباره ایرانیهای مهاجره. اگه حال داشتی ببینش.
اگه خوشتن اومد ازش، بعدش برو اسم کارگردانش رو سرچ کن. « حسین شمقدری». بعدش بشین فکر کن هنوز هم به نظرت طرف داره حرف حق میزنه یا داره زر میزنه و فقط میخواد بودجه رو حلال کنه؟
شاید براتون جالب باشه که من از وقتی این مستند رو دیدم دیگه نتونستم با همون دیدِ قبلی به جامعه کوئیر نگاه کنم. و الان واقعا با دیدنشون یک جوری میشم؛ خصوصا کسانی که دگردیسی جنسی واضح دارند. (حالا منظورم مردی که پیرهن صورتی داره یا دختری که شلوار میپوشه نیست؛ کما یان که الان مد شده پسرهای عادی هم گوشاره میندازن یا دخترها فسقلی صد جور تتوی اراذلی دارند روی دست و سینه و پاشون :)))))) بگیرید چی میگم دیگه).
چند تا کامنت ریز میذارم و میرم. تا سری بعد که اگه کسی کامنت گذاشت:
1. گفتی:« این یکی از اصول تفکر نقاده که: مهم نیست کی میگه، ببین چی میگه!» ... به نظر این ادعا از ادبیات و منطق شیعه اومده (اُنْظُرْ الی مَا قَالَ، و لا تَنْظُر إِلَی مَنْ قَالَ).. من اصلا این حرف رو قبول ندارم. همهی آدمها بسته به این که کی هستند ممکنه یک حرف درست رو با هدف کج و معوج کردن واقعیت مطرح کنند. اتفاقا من همیشه نگاه میکنم یک حرفی رو دقیقا کی زده، خطاب به کی گفته، برای چی گفته و اصلا هدفش چی بوده از مطرح کردنش.
مثال واضحش همین آخوند حسین آقامیری هست. یک مدتی دوستهای ما میاومدند با یک حالتی میگفتند: «واییی. دیدی چی گفت»؟! و من نظرم این بود که ک.ل. هر چی آخوند.
که تهش هم دیدیم یارو تا خرخره تو لجنه و الان واسه خودش یک پا مفسد اقتصادیه 😂😂😂
2. کتاب «مغالطه های پر کاربرد از ریچارد پل و لیندا الدر» رو پیدا میکنم و میخونم. 🙏
۳. در مورد این که خود والش جهتگیری نداره، ببین داره دیگه. یچ کسی نیست که واقعا بدونجهت گیری باشه. الان جهتگیریهای من یارانی در خرداد ۱۴۰۲ و بعد این همه اتفاقهایی که سال پیش افتاد کاملا مشخصه. این جهتگ
یری من به خاطر خونوادهای که دارم هست، راهی که ازش پول درمیارم هست، حلقهی اجتماعیم هست، سرگرمیها و علایقم، رسانهها و... . واقعیت اینه که همهی ما تا حد زیادی مجبوریم توی همون چارچوبی که زندگی برامون تعیین میکنه جهتگیری داشته باشیم و فکر کنیم، بدون این که متوجهش باشیم.
۴. شخصی کردن قضیه بدترین کاریه که میشه توی مواجهه با موضوعات منطقی انجام داد.
هر چند میفهمم که چی میگی، چنین اتفاقی احتمالا برالی اعضای هر خونوادهای خصوصا توی ایران سخت خواهد بود. ولی خب؛ آدم که نمیتونه همیشه برای بقیه زندگی کنه، هان؟