جهت دریافت جدیدترین آدرس عضو شوید! کلیک کنید
فیلترهای جست‌و‌جو
تا

محمد مهدی یوسفیان

جنسیت:
مرد
سن:
۲۵
تاریخ عضویت:
۰۹ دی ۱۴۰۴
کاربر آوامووی
آخر سریال اینجوریه که: آخ چرا به ذهن خودم نرسید! و داستان جایی به پایان میرسه که جواب معما یه پاسخ ساده هست.
۲ ماه پیش
منظور من دقیقا کشته شدن جید نبود! گفتم احتمال داره با این توهمات بخوان جید چیزی رو که زیر سنگ قبر هست بیرون بیاره. که احتمالا بعدش مثل فاطیما و سارا براشون دیگه اهمیتی نداره و فقط یک ابزار و واسطه هست. ممکنه علت کشته شدن جید در دفعات قبلی هم انجام همچین کاری باشه.
۲ ماه پیش
درختی که وسط جاده افتاده، پرتال و دروازه ورود به شهره. سنگ قبری که بچه‌ها روش قربانی شدن هم زیر درختی هست که قبلا از ریشه دراومده! اینا به هم ربط دارن. مخصوصا که درخت های تلپورت هم وجود داره و ویکتور از جابجایی درخت ها میگه! سنگ طلسم هم توسط بوید از داخل درخت پیدا شد. دیگه نمیدونم راز این درخت لعنتی چی میتونه باشه ولی هرچی هست یه جایی به جواب ختم میشه.
۲ ماه پیش
جید فکر میکنه بچه‌های‌سفید زیر سنگی دفن شدن و با نجات اونها میتونه راهی پیدا کنه؛ ولی آخرین بار که تابیتا با ویکتور به اون غارها رفتن، شاهد پرتاب توپ به سنگ‌های کوچیک توسط یکی از اون بچه‌ها بودن.(بچه‌ها احتمالا توهمی بیش نیستن) پس میتونه این توهمات تله‌ای برای به دام انداختن جید باشه!
۲ ماه پیش
یکی از دیالوگ های جالب این قسمت اونجایی بود که تابیتا از قول مرد قدیمی گفت: "عروسک ها باعث میشن کابوس ببینم"؛ و این یعنی توهمات و کابوس های ساکنین اولیه باعث این اتفاقات وحشتناک میتونه شده باشه! و ساکنین بعدی تونستن راهی برای مهار کردن یا مقابله باهاش پیدا کنن، مثل طلسم ها و مترسک ها! پس هرچیزی میتونه کاربردی داشته باشه که ساکنین جدید ازش خبر ندارن! به شخصه معتقدم نقش و نگار های روی طلسم ها میتونه مفید باشه یا حتی میتونه نقشه باشه... به هرحال انتظار میره توی اون شرایط مردم کنجکاوی بیشتری نشون بدن و دنبال سرنخ باشن.
۲ ماه پیش
برداشتن سنگ قبر به امید اینکه بچه های "آنکگویی" آزاد میشن، دو حالت داره: حالت اول، بچه ها تبدیل به ناجی هایی میشن که میتونن با هیولاها مقابله کنن و راهی برای رسیدن به راه فرار باشن. حالت دوم، بچه ها تبدیل به هیولاهای جدیدی میشن که مردم تابحال تجربه نکردن! یا باعث رُخدادن اتفاقات ناگواری میشه که منجر به رسوا شدن 'جِید' بین اهالی و درنهایت کشته شدنش میشه. اگر فکر می‌کنید حالت دیگه ای هم داره می‌تونید تو پاسخ بنویسید...
۲ ماه پیش
فصل سوم فاطیما حامله بود، فصل چهار هم قراره ما حامله شیم با این روند داستان
۳ ماه پیش
مگه اون جایی که مارتین اسیر شده بود دقیقا همون محل خرابه ها نبود !؟ جولی میتونه توی زمان سفر کنه که رفت به اونجا، بوید چجوری تونست از توی درخت بره جایی که وجود نداره؟ درخت تلپورت میتونه زمان رو هم تغییر بده یعنی؟ هنوز که دارم فصل چهار رو میبینم جواب نگرفتم
۳ ماه پیش
احتمال اسپویل: اون یارو که کت زرد داشت، احتمالا همون موجودی بود که بوید و سارا رو وقتی که توی چادر داخل جنگل بودن کشید و جابجا کرد! یه حسی بهم میگه داشتن درست میرفتن سمت فانوس که مانع شون شد...
۳ ماه پیش
چادر و جوراب شلواری با پنجره! اهل بخیه‌ای؟
۳ ماه پیش
1 2
خرید اشتراک
دسته‌بندی‌ها
فیلم‌ها
سریال‌ها
هنرمندان
قوانین سایت
تماس با ما
دانلود اپلیکیشن