فيلم باز نيستي اميرخان، فيلمي كه باعث نشه مثه خوندن براي كنكور يا يك عمل قلب با دقت و توجه ديده نشه و به جزئيات توجه نشه با رفتن ب مستراح هيچ فرقي نداره
زيبا بود اتفاقا عميق بود و تين ايجر هم نبود، گرچه اين واژه ي درستي نيست، چون تين ايجراي امروزي درك عميق تري دارند، اين فيلم از تئوري هاي فلسفي در جاهاي مختلفش اقتباض گرفته بود. غم و شكست زندگي كه از بديهيات زندگيست و ما از اونها فرار ميكنيم هم در اين فيلم توسط نقش زن اين فيلم ب خوبي نمايش داده شده بود و البته توسط كيانو ريوز
تمام اونچه از جهان هستي و ماوراء الطبيعة و جهان هاي موازي و فيزيك كوانتوم و ٠٠٠ را در خود جا داده و البته درس هايي از عرفان كه وراي علوم ذهني و محدوديت هاي آن ما را از جهان محدود ذهني پرتاب ميكنه ب سمت آگاهي برتر يا بهتره بگيم ما را هدايت ميكنه به منشأ و سورس كه همانا قلب ماست و قلب منشأ و محور خلقته كه هم اكنون إينجا و اكنون جاودانه ست،
جهان بي أنتها و نا محدود در بيرون از ما نيست بلكه سيري ست به درون و در واقع آغاز سفر انالله و أنا اليه راجعون سيري دروني ست و جهان بيرون و در حقيقت بي نهايت جهان بيروني مانند نقطه هايي در دل آن محو مي شود، جواب همه ي سوال ها و حل شدن حل نشدني ها از درون و در سفري به ژرفاي درون پاسخ خواهد گرفت
چنانچه صد خود را بذاري قطعا از تماشاي أين ب وجد خواهي آمد
جهان بي أنتها و نا محدود در بيرون از ما نيست بلكه سيري ست به درون و در واقع آغاز سفر انالله و أنا اليه راجعون سيري دروني ست و جهان بيرون و در حقيقت بي نهايت جهان بيروني مانند نقطه هايي در دل آن محو مي شود، جواب همه ي سوال ها و حل شدن حل نشدني ها از درون و در سفري به ژرفاي درون پاسخ خواهد گرفت
چنانچه صد خود را بذاري قطعا از تماشاي أين ب وجد خواهي آمد