ملاقاتی که ما اول فیلم دیدیم مال بعد اونی بود که حافظه هاشونو پاک کردن. در واقع اول بعد پاک شدن حافظه رو دیدیم. بعد برگشتیم عقب دیدیم که چجور حافظه ها پاک شدن. بعد برگشتیم از ادامه هموجایی که اول دیدیم. که میشه زمان حال. در واقع اول و آخر فیلم زمان حال بود بقیش گذشتشون.
خطاب به کسایی که حسابی شاکین::: این فیلم از روی یکی از کارهای هاروکی موراکامی یکی از معروف ترین و نامی ترین نویسندگان ادبیات ژاپن ساخته شده. البته فیلم ساخت کره هست. به عنوان کسی که چند ساله طرفدار موراکامیه میگم: کارهای موراکامی رو کلا نمیشه با یک بار فهمید. باید به خط به خطشون دقت کرد. کلمات مهم هستن. به گلخونه دقت کنید. "هرچی گشتم گلخونه سوخته رو پیدا نکردم" پاسخ: "چون خیلی نزدیکه... خیلی خیلی..." در حالی که دختر چند متر اونور تر خوابه. و کمی بعد همین اتفاق درباره دختر میوفته. در جای دیگه گفته میشه "تفریح من سوزوندن گلخونه هاست، دوماهی یه بار" آخر کار میبینیم که قربانی جدید پیداشده - "کره پر از گلخونه هست" اینجا مطمئن میشیم که گلخونه استعاره ای از دختراییه که شور سرخورده ای دارن. اگر دقت کنین همه مظلومیتی تو وجودشون هست. هم دختر اصلی هم دومی و هم سومی که داره آرایش میشه. بیش از این تو کامنت نمیشه گفت. مجدد ببینید... :)
فصل اول خوب بود. به خصوص 2-3 اپیزود اول عالی بودن. مابقی بی هدف. و از فصل 2 به بعد اصلا دلیل ادامه داشتن سریال رو نفهمیدم.
سیستم به این شکله: یه سری شوخی بی هدف + یه آدم جدید که قرار نیست بمونه تو سریال و سکانس آخر هر اپیزود یه نمای بسته از کارکتر متعجب و ری اکشنش که میگه: O...Fart برای اینکه مخاطب رو به زور برای قسمت بعد نگه داره
سیستم به این شکله: یه سری شوخی بی هدف + یه آدم جدید که قرار نیست بمونه تو سریال و سکانس آخر هر اپیزود یه نمای بسته از کارکتر متعجب و ری اکشنش که میگه: O...Fart برای اینکه مخاطب رو به زور برای قسمت بعد نگه داره