اتمسفر اسپوکی و تاریک و غافلگیر کننده ، بازیهای قوی، داستانی که کم کم رشد میکنه و به نتیجه میرسه - دیالوگ های مغزمند (موقع بحث و مشاجره کاراکتر ها جذابتر از همیشه ان) ... ببینید و لذت ببرید
کاراکتر تامی رو دوست داشتم آدم قابل ترحم و افسار گسیخته ای که گم و رها شده و سوخت روزانه ش دراگ و مشروب و بولی کردنه... داستان، جذابه ارتباط عجیبی میان زندانبان ها و زندانی هست، هرچند میانه راه مردد میمونیم که قراره این داستان به کجا بره، با وجود خلق موقعیت های غافلگیر کننده و رضایت بخش باز هم نمیشه با اطمینان گفت پایان خوب یا بدی داره؛ من از بازیگری لذت بردم کاراکترها قوی بودن و حتی رفتار های بیمارگونه رو درک میکردم. بهرحال که دیدن داره.
اسلشر خوب ، استوری لاین ضعیف! (کلا باگ زیاد داره) موارد بی ربط توش زیاد میبینید کلی علامت سوال «این به اون چه ربطی داشت؟» واستون پیش میاد! ولی با همه اینها خلق موقعیت ترس و قتل خوبی داشت. بخش خنده دار ماجرا اینه که گوست فیس ها طبق معمول ششصد تا تیر میخورن ولی از جا بلند میشن ...
امتیازش گویای همه چیز است و خود ناچــیز :D اقتباس ضعیفی از داستان اصلی داره و لوکیشن هم شمارو یاد توالتهای بین راهی میندازه با جلوه های نه چندان ویژه ، یه داستان رمنس و دراماتیک که توی کتابهای زرد مینویسن : ده سال بعد حسرت خنده های امروز رو خواهیم داشت و آه اگر فرصت نجات دادن عشق از دست رفته.ام رو دوباره داشتم ... چه و چه و چه (احساس پشیمونی از دیدنش ندارم ولی مثل کیفیت زندگیم باید به افت و تنزلش عادت کنم)
جلوه های ویژه ی بدی نداره اکشنش هم خوبه ولی سناریو ؟ ولم کن تروخدا ، شکارچی های گوگولی و ربات سوپر هات بلوند... چه ترکیب خنده داری! هرچیزی باید دشمنت باشه حیوون خونگی میشه هر کی باید ابرقدرت باشه به آنی دستآموز میشه...