فیلم دیدنی و به یاد موندنیای هست.
اگه از کارگردانی و نماهای بصری جذابش بگذریم، مهمترین ویژگی مثبتش شخصیتپردازی لیندا (بازی فوقالعاده بینظیر) و بردلی بود.
بیست دقیقه اول فیلم تمامی سکانسها با ظرافت خاصی در خدمت شخصیتپردازی بود و تا آخر فیلم هم به مرور کاراکترها پختهتر میشن و اینقدر اینکار حرفهای انجام شده که همه رفتارهای لیندا و بردلی رو میشه درونشون روانکاوی کرد.
فیلم بین ژانرهای درام، بقا، تریلر، جنایی، فانتزی و کمدی تو رفت و برگشت هست اما شخصا برای من این فراژانری بودن فیلم جذاب بود.
تنها ایرادی که میتونم بگیرم اینه که پایانبندی یکسری plot hole داره که فوری مخاطب اونا رو تو ذهنش مرور میکنه و منطق و واقعگرایی سکانس پایانی، براش یکم زیر سوال میره.
درکل، شخصیت لیندا لیدل یکی از شخصیتهای بهیادموندنی سینما میتونه بشه و این یعنی فیلم با همه کاستیهاش، کار خودشو به درستی انجام داده.
قطعا از بهترین فیلمهای ترسناک چند سال اخیر هست شاید حتی بشه گفت بهترین. فیلمنامه چفت و بست فوقالعادهای داره و بهجای جامپاسکرهای مسخره، ترس و وهم رو از طریق روایت و تعلیق داستان آروم آروم تزریق میکنه. ترکیبی از سینمای کلاسیک و مدرنه انگار. پایانبندی هم بینظیر بود. حتما پیشنهاد میشه ببینید و لذت ببرید حتی اگه طرفدار ژانر وحشت نیستید
فیلم تا یک ساعت اول داشت خوب پیش میرفت. اما بعد که تعلیق داستان گرهگشایی میشه تازه میفهمی چه فیلمنامه مضحک و احمقانهای نوشته شده طوری که کل اون یک ساعت تعلیق قابل قبول رو هم زیر سوال میبره. بازیها هم هرچی جلوتر میره افتضاحتر میشه (بهجز نقش اصلی). درکل ارزش دیدن نداره.
نظر دوستمون Runner درمورد تدوین فیلم کاملا درسته. من دقیقا بخاطر تدوین خیلی بد و چینش نامناسب سکانسها کنار هم، نیمساعت بیشتر نتونستم فیلم رو تحمل کنم با اینکه به نظر میتونست تماشایی باشه. البته تو همین نیم ساعت هم بیشتر سکانسها خُنُک از آب دراومده بودن.
شاید بعدا دوباره بهش فرصت بدم.
بهجز کاراکتر جنگیر پاپ، که هم بازی خوبی داشت و هم تاحدی شخصیتپردازی شده بود، باقی کاراکترها چه از لحاظ بازیگری و چه پرداخت اصلا درنیومدن. بازی کودک تسخیرشده که فوق افتضاح بود. مقایسه کنید با بازی «لیندا بلیر» در فیلم «جنگیر». انقدر شتابزده داستان جلو میره که فرصتی برای تعلیق و درگیر شدن بهمون نمیده. هیچکدوم از جامپاسکرهاشم درست از آب در نیومده بود. تنها نقطه قوتش گره داستانیای هست که آخر فیلم فاش میکنه اما اونم بخاطر ضعف شدید فیلمنامه، یه فرصت از دسترفته حساب میشه.
از اینجا ممکنه حاوی اسپویل باشه:
فیلمنامه شدیدا در تلاش برای کپی کردن چارچوب داستانی فیلم «جنگیر» بود. از نمای آغازین گرفته، تا چینش کاراکترها (یک کشیش آماتور کنار یک جنگیر کارکشته)، و خط داستانی (شیطانی قدرتمند با نقشهای هدفمند، یک کودک رو طعمه میکنه تا جنگیر موردنظرش رو به دام بندازه). اما حتی در کپی کردن از جنگیر هم ناشیانه عمل کرده و مهمترین فاکتورهای موفقیت جنگیر رو، یعنی شخصیتپردازی کاراکترها و انسجام و عمق فیلمنامه رو نادیده گرفته. اگه بجاش تمرکز اصلیش رو رو اسرار واتیکان میذاشت احتمالا فیلم قابل دفاعی میشد.
اگه از کارگردانی و نماهای بصری جذابش بگذریم، مهمترین ویژگی مثبتش شخصیتپردازی لیندا (بازی فوقالعاده بینظیر) و بردلی بود.
بیست دقیقه اول فیلم تمامی سکانسها با ظرافت خاصی در خدمت شخصیتپردازی بود و تا آخر فیلم هم به مرور کاراکترها پختهتر میشن و اینقدر اینکار حرفهای انجام شده که همه رفتارهای لیندا و بردلی رو میشه درونشون روانکاوی کرد.
فیلم بین ژانرهای درام، بقا، تریلر، جنایی، فانتزی و کمدی تو رفت و برگشت هست اما شخصا برای من این فراژانری بودن فیلم جذاب بود.
تنها ایرادی که میتونم بگیرم اینه که پایانبندی یکسری plot hole داره که فوری مخاطب اونا رو تو ذهنش مرور میکنه و منطق و واقعگرایی سکانس پایانی، براش یکم زیر سوال میره.
درکل، شخصیت لیندا لیدل یکی از شخصیتهای بهیادموندنی سینما میتونه بشه و این یعنی فیلم با همه کاستیهاش، کار خودشو به درستی انجام داده.
شاید بعدا دوباره بهش فرصت بدم.
الفاظ رکیک جنسی زیادی داره، برای تماشا با خانواده درنظر داشته باشین.
بهجز کاراکتر جنگیر پاپ، که هم بازی خوبی داشت و هم تاحدی شخصیتپردازی شده بود، باقی کاراکترها چه از لحاظ بازیگری و چه پرداخت اصلا درنیومدن. بازی کودک تسخیرشده که فوق افتضاح بود. مقایسه کنید با بازی «لیندا بلیر» در فیلم «جنگیر». انقدر شتابزده داستان جلو میره که فرصتی برای تعلیق و درگیر شدن بهمون نمیده. هیچکدوم از جامپاسکرهاشم درست از آب در نیومده بود. تنها نقطه قوتش گره داستانیای هست که آخر فیلم فاش میکنه اما اونم بخاطر ضعف شدید فیلمنامه، یه فرصت از دسترفته حساب میشه.
از اینجا ممکنه حاوی اسپویل باشه:
فیلمنامه شدیدا در تلاش برای کپی کردن چارچوب داستانی فیلم «جنگیر» بود. از نمای آغازین گرفته، تا چینش کاراکترها (یک کشیش آماتور کنار یک جنگیر کارکشته)، و خط داستانی (شیطانی قدرتمند با نقشهای هدفمند، یک کودک رو طعمه میکنه تا جنگیر موردنظرش رو به دام بندازه). اما حتی در کپی کردن از جنگیر هم ناشیانه عمل کرده و مهمترین فاکتورهای موفقیت جنگیر رو، یعنی شخصیتپردازی کاراکترها و انسجام و عمق فیلمنامه رو نادیده گرفته. اگه بجاش تمرکز اصلیش رو رو اسرار واتیکان میذاشت احتمالا فیلم قابل دفاعی میشد.