عالی بود تاحالا ندیده بودمش. سینمای کره با این فیلم یه بار دیگه ثابت کرد تو ژانر وحشت صاحب سبکه. هرآنچیزی که از "وحشت" دنبالش هستین این فیلم بهتون میده. همه چیز عالی بود، فیلمنامه، بازی ها، القای حس وهم و ترس، کارگردانی،... من فقط مشکلم با سینمای آسیای شرقی اینه که معمولا بازیگرا رو از هم نمیتونم تشخیص بدم =)) تو این فیلم حالا خیلی مسئله مهمی نبود اما بهرحال شخصیتها تو ذهن نمیمونن که یا از ضعف شخصیت پردازیه یا همون مشکلی که گفتم.
برای دیدن فیلم، شب همه جا رو تاریک کنین، رو صفحه بزرگ با صدای بلند یا با هدفون تماشا کنین. هرچیزی آدابی داره. فیلم ترسناک (و به طور کلی فیلم) دیدنم آداب خودشو داره.
بینظیر. برای من جزو سه فیلم برتر ژانر ترسناکه.
فیلمنامه بهشدت قوی و معرکهست و رو منطق خودش استوار میمونه. بازیا عالی. موسیقی زمینه عالی. ترس در این فیلم هم ناشی از جامپاسکرهای حسابشدهست و هم ناشی از تعلیق و وهم که تو کل مدت زمان فیلم و حتی بعدش آدمو درگیر میکنه.
خوب یا بد، هرچی بود نصف شبی ۱۴۰ دقیقه منو میخکوب کرد تا آخرش ببینم. شخصا حاضر نیستم دوباره ببینمش. مناسب مخاطب عام نیست. اما به اهل هنر سینما و ادبیات پیشنهاد میکنم حتما ببینن چون اثر منحصربهفردیه.
من پایانبندی رو اصلا دوست نداشتم اما متاسفانه باید اقرار کنم هنرمندانهترین پایانبندی برای این داستان همین بود. فیلمنامه انصافاً چفت و بست خیلی خوبی داره، تعلیق دو ساعته فیلم عالیه، بازیها عالیه، ضربان قلب مخاطب رو تا آخرین سکانس بالا میبره. اینا همه نشون میده با اثر مهم و قویای طرفیم، اما نمیدونم ترجیح میدادم چهل دقیقه پایانی فیلم کلا یک چیز دیگهای بود و به سمت و سوی دیگه و رئالتری میرفت.
هزار توی پن، از اون دسته فیلمهاییه که مدتها ذهن رو درگیر خودش میکنه. یه فیلم فاکتورهای زیادی لازم داره تا به این مرحله برسه و بشه از اون به عنوان «شاهکار» یاد کرد که از این جهت هزارتوی پن یک شاهکار تمام عیاره.
فیلمنامه به تنهایی نبوغ و ظرافتهای زیادی داره. تا خوردن دو دنیای رئال و فانتزی روی همدیگه با استعارههای درونمتنی حسابشده و دقیق چیزیه که باعث میشه فیلم رو بارها و بارها تماشا کرد برای کشف و درک لایههای عمیق چندلایهش.
فضاسازی جذاب، شخصیتپردازی و موسیقی متن فوقالعاده زیبا و تاثیرگذار فیلم هم از نقاط قوت دیگهشه.
هزارتوی پن شما رو به دل یه هزارتوی اسرارآمیز میبره و اجازه نمیده به این زودیها ازش بیرون بیاین. پس اگه این فیلم رو ندیدین به شدت پیشنهاد میکنم از دستش ندین و خودتونو برای مدتی تسلیم دنیای بینظیرش کنین.
من فن فیلم جنگیرم و همیشه تمامقد ازش دفاع میکنم. اما واقعیت اینه هر اثر دیگهای بخواد با اون موضوع ساخته بشه باید نوآوری جذابی داشته باشه. نوآوری در روایت، تعلیق، چرخش داستانی، شخصیتپردازی، تکنیک ساخت،… همونطور که خود فیلم جنگیر تو همه این موارد نوآوری داشت.
اما باقی دنبالههای این عنوان عملا زبالههای سینمایی محسوب میشن. باز سریال دو فصلی جنگیر تاحدی قابل دفاع بود و پتانسیل خوبی داشت که اونم کنسل شد. ولی این فیلم دیگه واقعا هیچچیزی برای ارائه نداشت. نه میترسونه، نه وهم و تعلیق ایجاد میکنه، نه شخصیت میسازه. واقعاً حیف اون دو بازیگر که افتخاری تو این اثر مضحک بازی کردن.
این سریال شروع خیلی خوب و جذابی داشت. اما هرچی رفت جلو فلتتر و یکنواختتر شد. پایانبندی سریال ابدا هیچ هیجان و جذابیتی نداشت هرموقع یادش میوفتم پشیمون میشم از وقتی که برای سریال گذاشتم. فکر کنم مضحکترین و حوصلهسربرترین پایانبندی تو کل سریالهای ژانر خودشو داشته باشه.
درکل انیمیشن خوبیه. کمدی باحالی داره، خیلی جاها کیوت و بانمکه و احساسات آدمو قلقلک میده. اما از نظر من داستان به اوج لازم و اون بلوغی که از آثار دیدنی-پیکسار انتظار داریم نمیرسه. مقدار زیاد شعارزدگیش هم شاید یکم تو ذوق بزنه اما همچنان میشه دوستش داشت.
رفرنسهای اصلی:
Scream (1996)
I Know What You Did Last Summer (1997)
رفرنسهای فرعی:
The Sixth Sense (1999)
The Blair Witch Project (1999)
Shakespeare in Love (1998)
The Shining (1980)
برای دیدن فیلم، شب همه جا رو تاریک کنین، رو صفحه بزرگ با صدای بلند یا با هدفون تماشا کنین. هرچیزی آدابی داره. فیلم ترسناک (و به طور کلی فیلم) دیدنم آداب خودشو داره.
فیلمنامه بهشدت قوی و معرکهست و رو منطق خودش استوار میمونه. بازیا عالی. موسیقی زمینه عالی. ترس در این فیلم هم ناشی از جامپاسکرهای حسابشدهست و هم ناشی از تعلیق و وهم که تو کل مدت زمان فیلم و حتی بعدش آدمو درگیر میکنه.
من پایانبندی رو اصلا دوست نداشتم اما متاسفانه باید اقرار کنم هنرمندانهترین پایانبندی برای این داستان همین بود. فیلمنامه انصافاً چفت و بست خیلی خوبی داره، تعلیق دو ساعته فیلم عالیه، بازیها عالیه، ضربان قلب مخاطب رو تا آخرین سکانس بالا میبره. اینا همه نشون میده با اثر مهم و قویای طرفیم، اما نمیدونم ترجیح میدادم چهل دقیقه پایانی فیلم کلا یک چیز دیگهای بود و به سمت و سوی دیگه و رئالتری میرفت.
فیلمنامه به تنهایی نبوغ و ظرافتهای زیادی داره. تا خوردن دو دنیای رئال و فانتزی روی همدیگه با استعارههای درونمتنی حسابشده و دقیق چیزیه که باعث میشه فیلم رو بارها و بارها تماشا کرد برای کشف و درک لایههای عمیق چندلایهش.
فضاسازی جذاب، شخصیتپردازی و موسیقی متن فوقالعاده زیبا و تاثیرگذار فیلم هم از نقاط قوت دیگهشه.
هزارتوی پن شما رو به دل یه هزارتوی اسرارآمیز میبره و اجازه نمیده به این زودیها ازش بیرون بیاین. پس اگه این فیلم رو ندیدین به شدت پیشنهاد میکنم از دستش ندین و خودتونو برای مدتی تسلیم دنیای بینظیرش کنین.
اما باقی دنبالههای این عنوان عملا زبالههای سینمایی محسوب میشن. باز سریال دو فصلی جنگیر تاحدی قابل دفاع بود و پتانسیل خوبی داشت که اونم کنسل شد. ولی این فیلم دیگه واقعا هیچچیزی برای ارائه نداشت. نه میترسونه، نه وهم و تعلیق ایجاد میکنه، نه شخصیت میسازه. واقعاً حیف اون دو بازیگر که افتخاری تو این اثر مضحک بازی کردن.