جایی در تاریخ سیما نتفلیکس تصمیم گرفت تا به جای تست هزاربارهی کارگردانها و تیمهای فیلمسازی ضعیف هالییوودی و آمریکایی یک یکی پس از دیکگری دریدمانهای جدیدی رو به دنیای فیلم و سریال معرفی میکردند، این بار این فرصت رو به تیمهایی خارج از آمریکا بده. نتیجهی این فرصت سریالهایی مثل دارک از آلمان، سرقت پول از اسپانیا، اسکوئیدگیم از کره و پارانورمال یا «ماوراءالطبیعة» از مصر بود. داستنان فیلم در دههی شصت یا پنجاه میلادی در قاهره اتفاق میفته. داستان فیلم درباره دکتر «رفعت اسماعیل» یک پیرپسر و متخصص باستانشناسی مصریه که تا حدود ۵۰ سالگی نه تونسته دل از عشق سفیدپوست غربیش بکنه و نه گذاشته مامانش اینها از دخترای فامیل براش زن بستونند. البته زندگی بدی هم نداره و با ارامش داره میگذرونتش، تا این که ارواع فراعنه مرده در کنار شیاطین و اجنه، دختر عموش و دوست دختر سابقش همگی یکهو بر سرش خراب میشن. به نظر من سریال بیشتر از این که ترسناک باشه خندهدار و بامزه بود و در انتها میتونید بدون عذاب وجدان فایل فیلمها رو از روی هارد شیفدیلیت کنید و مطمئن باشید هیچکس دیگهای به جز شما اونقدر بیکار نیست که بشینه یک سریال مصری ببینه.
تو هر جای این دنیا، فرهنگهای مختلف نگاههای متفاتی به ذات انسان داشتند. بعضی انسانها رو موجوداتی دو گانه با یک بخش معنوی-روحانی-غیرمادی و خوب در مقابل بخش دیگهای که جسمانی-مادی-خاکی و شیطانیه میدونستند. بعضی دیگه هم فقط یکی از این دو نیمه رو قبول داشتند و انسان رو یا موجودی گناهکار (دیدگاه مسیحی) و یا مثل یونانیها موجوداتی بیچاره که محکوم به فنا هستند میدیدند.
در واقع داستان این انیمه در مورد اینه که انسان واقعا چه جور موجودیه؟ آیا واقعا گونهای از شیاطین جهنم هستیم یا خوبی هم در ما وجود داره؟ داستان در مورد پزکیه که یک بار در زندگیش تصمیم میگیره بر خلاف نظم پلید موجود، کاری انسانی و خوب انجام بده. در نتیجه این کارش ما با شیطانی آشنا میشیم که تا انتهای انیمه، لایه لایه ما رو به اعنماق جهنم میبره و هر بار، کارت جدید از پلیدی انسان رو میشه. البته ژاپنیهای وطنپرست مسلما نمیتونستند این حجم از پلیدی رو در ملت خودشون ببینند، برای همین اون به به بزرگترین شرکاشون در مرتکب شدن بزرگترین جرایم بشری تاریخ فرافکنی کردند: تمام شخصیتهای سریال آلمانی و با اشارههایی ظریف به آرمانهای انسان برتر (شاید بعضی بگند ابرانسان نیچهای) و جهانبینی نازیسم هستند.
اگه بخوام این انیمه رو توصیف کنم، باید بهش بگم انیمهای با مخاطب بزرگسال. البته نه در این معنی که محتوای درونش چیزی در ارتباط با خشونت یا سکس داره، بلکه این انیمه برای مخاطبینی با درک بیشتر از کنایات و اشارههای انیمه ساخته شده. اگر بخواییم بیشتر در مورد این که این انیمه چیه صحبت کنمی، باید بگیم داستانهایی کوتاه، ولی جزئی از کل منسجم هستند. داستانهایی که در رابطه با کلنجار رفتن ژاپنیها با فرهنگ و اسطورههای قدیمی سعی کردند به لطیفترین شکل ممکن اون میل به برگشتن به داستانهای و روئاهای قدیمیشون و بیماریهایی که این آرزو براشون به ارمغان آورده صحبت میکنند. در واقع خود کاراکتر موشیشی داستانی از امتناع این آرزوئه که داره با سفر در همهجای ژاپن، به مردم یاد میده چطور با این جدال کنار بیان و جون سالم ازش به در ببرند. پیامهای محیط زیستی داستانها و تصاد کنترل طبیعت توسط انسان و نافرمانی اون به قدری واضح هستند که کلا بهشون اشاره نمیکنم.
انیمه از بهترین آثاریه که تا به حال دیدم و در کنارش، موسیقی متن جادوییش برای شما تجربهای نیمه عرفانی خواهد بود.
یور لای ای اپریل یا «شگاتسو وا کیمی نو اوسو» یکی از بهترین انیمههاییه که تا به حال ساخته شده. موفقیت این سریال به حدیه که بعد از اون، با لشکری از انیمههای مشابه مواجه شدیم که انگار همه مو به به مو از روی همین درست شده بودند -و راستش خیلیهاشون هم واقعا خوب بودند- (مثل انیمه I Want to Eat Your Pancreas 2018 میخوام پانکراست رو بخورم یا انیمهی March Comes In like a Lion این انیمه از اون انیمههاییه که هم باهاش خواهید خندید، در برخی لحظات مو به تنتون سیخ میشه و حتما خواهید گریست یا حداقل باهاش قلب و روحتون هم فشرده خواهد شد.
انیمخه غیر از روایت واقعا درگیرکننده از همهی عناصر داستانی درجه یک مثل تعلیق و بلاتکلیفی، درام و نمایش احساسات انسانی (خصوصا حسادت و حسرت) و گرافیک آرت -واقعا فوقالعاده- هم استفاده میکنه. و باید گفت که در انتها شما رو به شدت به موسیقی کلاسیک، خصوصا اتودهای پیانوی فردریک شوپن و یکی از سوناتهای واقعا زیبای بتهوون (سونات شماره ۹ در لا ماژور "Kreutzer" )علاقهمند خواهد کرد. از قطعه نواخته شده توسط کرایسلر برای ویالون و تنظیم خارقالعادش برای پیانو اثر به راخمانینف هم باید به عنوان یکی از زیباترین قطعات موجود در این انیمه اشاره کرد. هم توی ساندکلاد هم توی اسپاتیفای میتونید پلیلیستهای زیادی رو از آثار این انیمه پیدا کنید.
اگه بعد از تموم شدن این انیمه دنبال یکی دو تا پلیلیست خوب با ویالون و پیانوی خارقالعاده بودید این پلیلیست رو بهتون پیشنهاد میکنم:
https://open.spotify.com/playlist/1mNuqhP0HxtFsRh4lv1LDy
خیلی، خیلی، خیلی فیلم قشنگ، غمانگیز و بهیادموندنیایه.
اگه از من بپرسید این فیلم در مورد چیه، بهتون میتونم بگم درباره رسالت یک «معلم»، انسانیت، بچههایی که زیر بار سیاسیکاری کفتارها له و لورده میشن و استیصال (نخواستم به سبک شاملو بگم بیچارهگی) آدمهای خوبیه که وسط این ویرانهسرا، هیچ کاری از دستشون برنمیاد. نه میتونند از عزیزانشون حافظت کنند و نه کسایی که بهشون امید بستند، بهتر از بقیهاند.
آقای بارنز در کنار جان کیتینگ (از فیلم انجمن شاعران مرده) یکی از بهترین معلمهاییه که تا به حال در سینما وجود داشتهاند.
در واقع داستان این انیمه در مورد اینه که انسان واقعا چه جور موجودیه؟ آیا واقعا گونهای از شیاطین جهنم هستیم یا خوبی هم در ما وجود داره؟ داستان در مورد پزکیه که یک بار در زندگیش تصمیم میگیره بر خلاف نظم پلید موجود، کاری انسانی و خوب انجام بده. در نتیجه این کارش ما با شیطانی آشنا میشیم که تا انتهای انیمه، لایه لایه ما رو به اعنماق جهنم میبره و هر بار، کارت جدید از پلیدی انسان رو میشه. البته ژاپنیهای وطنپرست مسلما نمیتونستند این حجم از پلیدی رو در ملت خودشون ببینند، برای همین اون به به بزرگترین شرکاشون در مرتکب شدن بزرگترین جرایم بشری تاریخ فرافکنی کردند: تمام شخصیتهای سریال آلمانی و با اشارههایی ظریف به آرمانهای انسان برتر (شاید بعضی بگند ابرانسان نیچهای) و جهانبینی نازیسم هستند.
انیمه از بهترین آثاریه که تا به حال دیدم و در کنارش، موسیقی متن جادوییش برای شما تجربهای نیمه عرفانی خواهد بود.
انیمخه غیر از روایت واقعا درگیرکننده از همهی عناصر داستانی درجه یک مثل تعلیق و بلاتکلیفی، درام و نمایش احساسات انسانی (خصوصا حسادت و حسرت) و گرافیک آرت -واقعا فوقالعاده- هم استفاده میکنه. و باید گفت که در انتها شما رو به شدت به موسیقی کلاسیک، خصوصا اتودهای پیانوی فردریک شوپن و یکی از سوناتهای واقعا زیبای بتهوون (سونات شماره ۹ در لا ماژور "Kreutzer" )علاقهمند خواهد کرد. از قطعه نواخته شده توسط کرایسلر برای ویالون و تنظیم خارقالعادش برای پیانو اثر به راخمانینف هم باید به عنوان یکی از زیباترین قطعات موجود در این انیمه اشاره کرد. هم توی ساندکلاد هم توی اسپاتیفای میتونید پلیلیستهای زیادی رو از آثار این انیمه پیدا کنید.
اگه بعد از تموم شدن این انیمه دنبال یکی دو تا پلیلیست خوب با ویالون و پیانوی خارقالعاده بودید این پلیلیست رو بهتون پیشنهاد میکنم:
https://open.spotify.com/playlist/1mNuqhP0HxtFsRh4lv1LDy
اگه از من بپرسید این فیلم در مورد چیه، بهتون میتونم بگم درباره رسالت یک «معلم»، انسانیت، بچههایی که زیر بار سیاسیکاری کفتارها له و لورده میشن و استیصال (نخواستم به سبک شاملو بگم بیچارهگی) آدمهای خوبیه که وسط این ویرانهسرا، هیچ کاری از دستشون برنمیاد. نه میتونند از عزیزانشون حافظت کنند و نه کسایی که بهشون امید بستند، بهتر از بقیهاند.
آقای بارنز در کنار جان کیتینگ (از فیلم انجمن شاعران مرده) یکی از بهترین معلمهاییه که تا به حال در سینما وجود داشتهاند.
نقد بیشتری نمیتونم بگم. حتما ببینید.