بعضی فیلمها هستند که شاید خیلی از نظر بقیه فیلمهای باارزشی نباشند؛ ولی به خاطر زمانی که فیلم رو دیدیم، و یا سلیقهای که توی سالها و بر اساس خوراک فرهنگی آی که ازش تغذیه شدیم (حالا فیلم، سریال، کتاب و یا موسیقی) خیلی به دلمون میشینند. این فیلم دقیقا همچنین حکمی رو برای من داره.
شخصا دیدم کسایی که عاشق فیلمهای کیشلوفسکی هستند، بعد از دیدن همهی فیلمهای کوتاه، سریال dekalog و حتی پیدا کردن و جویدن کتابهای مربوط به کیشلوفسکی، دبنال هر چیزی که حتی یک ذره حال و هوای اون فیلمها رو براشون زنده کنند میرند. این فیلم یکی از بهترین انتخابهاست. زبیگناو پرایزنر موسیقی متن رو ساخته و ژولیت بینوش که قبلا توی فیلم آبی نقش اصلی فیلم رو بازی کرده. متأسفانه از اتفاقات غریبی که توی سینمای کیشلوفسکی اتفاق میفته خبری نیست؛ ولی میتونم بگم به همون ادازه میتونه کنایی باشه و عمیقترین باورهای رایج از عشق رو به چالش بکشونه.
این فیلم مشترکا توسط رابرت رودریگز کارگردان فیلم معروف سین سیتی Sin City و تارانتینوی بزرگ ساخته شده که خودش هم توی فیلم بازی میکنه. به نظر من توضیحات فیلم تا مقدار زیادی فیلم رو اسپویل کرده و ادمین میتونه سربستهتر و خیلی مبهمتر فیلم رو توضیح بده، (مثلا: دو برادر باید هرچه سریعتر به مکزیک فرار کنند، غافل از این که خطر بزرگتری آنها را در مکزیک تهدید میکند... /اگه این رو گذاشتید جای توضیح فیلم، از توی کامنت حذفش کنید/ ) چون اسامیای که توی فیلم هستند خودش خیلی توضیحات رو در مورد فیلم میتونه بده.
این فیلم یک فیلم تمم عیار رودریگزیه که تمهای تارانتینویی رو هم وارد خودش کرده (واقعا نمیشه از این واضحتر بدون اسپویل داد) دقیقا تو نیمه اول فیلم شما دارید روند شکل گرفتن ذهنیتی که پالپ فیکش رو ساخت رو میبینید، تا اینکه حوصله نیمه رودریزی سر میره و فیلم رو به سمتی که خودش دلش میخواد میبره. (نمونه کار خوبی از رودریگز که توی سایت آوامووی میتونید ببینید، به جز سین سیتی، فیلم Alita: Battle Angel آلیتا: فرشته جنگ محصول 2019 هست خیلی از بازیگرهای پای ثابت فیلمهای تارانتینو توی این فیلم هستند و باز هم مثل کیل بیل که یک نفر سه نقش رو بازی میکرد، یک بازیگر سه نقش مشابه شیطانی در فیلم رو ایفا میکنه که این کار امضای تارانتینوست. علاوه بر اون شما جرج کلونیای که هنوز مشور نشده و در ابتدای راه حرفهای موفقشه رو هم میبینید که به خوبی با بیننده ارتباط برقرار میکنه. از سلما هایک هم نباید گذشت که رقصش یکی از دو سوپرایز بزرگش توی فیلمه.
پلیلیست فیلم عالیه و میتونید از اینجا در اسپاتیفای پیداش کنید.
ادمین میگم حالا که همه فیلمهای جرمی آیرنز رو داری میذاری اون فیلمی که با جولیت بینوش بازی کرده رو هم بذار دیگه :))) اسم فیلمش damage پرایزنر (آهنگساز فیلمهای کیشلوفسکی) هم برای موزیک متن ساخته
ببین من باز هم راجع بهش فکر میکنم، شاید مستند رو هم یک بار دیگه دیدم و با چند نفر که مثل خودم فکر نمیکنند هم راجع بهش حرف زدم. و واقعیت هم اینه که من اتفاقا ذهنم رو کامل باز میذارم و میگم من واقعا نمیدونم.
ولی یه چیزی رو هم شما در نظر داشته باش. کلا هیچکس توی دنیا توی خلاء زندگی نمیکنه. صدالبته نظرات من به خاطر اون قسمتی از جامعه که توش زندگی میکنم و یا رسانهای که تحت تأثیر تبلیغش بودم ممکنه بایاس داشته باشه. همین قضیه برای والش هم هست و شدیدتر هم هست. چون که ساده بگیم، داره ازش نون درمیاره. این یک آدمیه که با تاکر کارلسن توی فاکس نیوز مصاحبه میکنه و بهش تریبون میدن. من والش رو بیشتر از این مستند نمیشناسم. ولی ندید میگم یک مسیحی صد درصد متعصبه، جمهوریخواهه، احتمالا مهاجر ستیزه (یعنی اعتقاد داره و میگه این ایرانیهای سگ رو از آمریکا بندازید بیرون)، و کلی چیز دیگه که حتما میدونی توی یک پکیج همش کنار هست. woman یعنی کسی که مرد نیست. چرا؟ چون توی کل تاریخ اروپای مسیحی که زبون انگلیسی از همش اثر پذیرفته، غیر از مردها اصلا شمرده نمیشدند. woman یعنی کسی که نمیتونه توی جنگ بجنگه در نتیجه نمیتونه مالک زمین باشه.
و باز هم میگم، مصاحبههای مخالفین واضحا تیکه تیکه شده بوده. بهد اونجا دقت کن که استاد دانشگاهه بهش میگه «برام جالبه چرا داری این سوال رو میپرسی؟». یا اونجایی که با اولین سوال والش قیافه نمایندههه چقدر سرد میشه. یعنی مصاحبهشونده احتمالا اصلا نمیدونسته دارند در مورد چی با هم صحبت میکنند. طرف رو با یک اسمی آوردن سر مصاحبه و اونجا دارن ازش چیزهای دیگهای میپرسند.
*نظر اول: سبک این انیمه شونن هست، یعنی میتونید انتظار چیزی در حد ناروتو یا فیریتیل رو داشته باشید (من اون دو تا رو ندیدم). فکر میکنم همون دو سه تا اپیزود اول تقریبا مشخص میکنه که قراره با چی رو به رو بشید. داستان تکراری و همیشکی شوننهای آبدوغخیاری (که من همهشون رو میبینم) که یک (معمولا) پسر به ظاهر بیاستعداد با تلاش و کوشش فراوان تمام راه تا قله رو طی میکنه و توی این راه یه حرمسرا متشکل از سوندره و دنرههها عاشقش میشن.
تقریبا برای تمام کاراکترهای این سریال توی تمام شوننها یک معادل وجود داره (حتی میتونم قسم بخورم که بعضیهاشون تو چند تا انیمه دیگه هم بازی کردن). تا انتهای اپیزود 170 شما متوجه خواهید شد که راز اصلی پشت داستان کلی چیه (تقریبا) و تموم کردن ماجرا موکول میشه به فیلم سیمنمایی که نمیدونم کی قراره بیاد.
شخصا دیدم کسایی که عاشق فیلمهای کیشلوفسکی هستند، بعد از دیدن همهی فیلمهای کوتاه، سریال dekalog و حتی پیدا کردن و جویدن کتابهای مربوط به کیشلوفسکی، دبنال هر چیزی که حتی یک ذره حال و هوای اون فیلمها رو براشون زنده کنند میرند. این فیلم یکی از بهترین انتخابهاست. زبیگناو پرایزنر موسیقی متن رو ساخته و ژولیت بینوش که قبلا توی فیلم آبی نقش اصلی فیلم رو بازی کرده. متأسفانه از اتفاقات غریبی که توی سینمای کیشلوفسکی اتفاق میفته خبری نیست؛ ولی میتونم بگم به همون ادازه میتونه کنایی باشه و عمیقترین باورهای رایج از عشق رو به چالش بکشونه.
این فیلم رو تنها و بدون مزاحمت ببینید.
این فیلم یک فیلم تمم عیار رودریگزیه که تمهای تارانتینویی رو هم وارد خودش کرده (واقعا نمیشه از این واضحتر بدون اسپویل داد) دقیقا تو نیمه اول فیلم شما دارید روند شکل گرفتن ذهنیتی که پالپ فیکش رو ساخت رو میبینید، تا اینکه حوصله نیمه رودریزی سر میره و فیلم رو به سمتی که خودش دلش میخواد میبره. (نمونه کار خوبی از رودریگز که توی سایت آوامووی میتونید ببینید، به جز سین سیتی، فیلم Alita: Battle Angel آلیتا: فرشته جنگ محصول 2019 هست خیلی از بازیگرهای پای ثابت فیلمهای تارانتینو توی این فیلم هستند و باز هم مثل کیل بیل که یک نفر سه نقش رو بازی میکرد، یک بازیگر سه نقش مشابه شیطانی در فیلم رو ایفا میکنه که این کار امضای تارانتینوست. علاوه بر اون شما جرج کلونیای که هنوز مشور نشده و در ابتدای راه حرفهای موفقشه رو هم میبینید که به خوبی با بیننده ارتباط برقرار میکنه. از سلما هایک هم نباید گذشت که رقصش یکی از دو سوپرایز بزرگش توی فیلمه.
پلیلیست فیلم عالیه و میتونید از اینجا در اسپاتیفای پیداش کنید.
https://open.spotify.com/playlist/0XR61ZAM02zwROWQPsHK3B?si=kJNtJ_YgTeuIEp6W1IhwRg&nd=1
ولی یه چیزی رو هم شما در نظر داشته باش. کلا هیچکس توی دنیا توی خلاء زندگی نمیکنه. صدالبته نظرات من به خاطر اون قسمتی از جامعه که توش زندگی میکنم و یا رسانهای که تحت تأثیر تبلیغش بودم ممکنه بایاس داشته باشه. همین قضیه برای والش هم هست و شدیدتر هم هست. چون که ساده بگیم، داره ازش نون درمیاره. این یک آدمیه که با تاکر کارلسن توی فاکس نیوز مصاحبه میکنه و بهش تریبون میدن. من والش رو بیشتر از این مستند نمیشناسم. ولی ندید میگم یک مسیحی صد درصد متعصبه، جمهوریخواهه، احتمالا مهاجر ستیزه (یعنی اعتقاد داره و میگه این ایرانیهای سگ رو از آمریکا بندازید بیرون)، و کلی چیز دیگه که حتما میدونی توی یک پکیج همش کنار هست. woman یعنی کسی که مرد نیست. چرا؟ چون توی کل تاریخ اروپای مسیحی که زبون انگلیسی از همش اثر پذیرفته، غیر از مردها اصلا شمرده نمیشدند. woman یعنی کسی که نمیتونه توی جنگ بجنگه در نتیجه نمیتونه مالک زمین باشه.
و باز هم میگم، مصاحبههای مخالفین واضحا تیکه تیکه شده بوده. بهد اونجا دقت کن که استاد دانشگاهه بهش میگه «برام جالبه چرا داری این سوال رو میپرسی؟». یا اونجایی که با اولین سوال والش قیافه نمایندههه چقدر سرد میشه. یعنی مصاحبهشونده احتمالا اصلا نمیدونسته دارند در مورد چی با هم صحبت میکنند. طرف رو با یک اسمی آوردن سر مصاحبه و اونجا دارن ازش چیزهای دیگهای میپرسند.
*نظر اول: سبک این انیمه شونن هست، یعنی میتونید انتظار چیزی در حد ناروتو یا فیریتیل رو داشته باشید (من اون دو تا رو ندیدم). فکر میکنم همون دو سه تا اپیزود اول تقریبا مشخص میکنه که قراره با چی رو به رو بشید. داستان تکراری و همیشکی شوننهای آبدوغخیاری (که من همهشون رو میبینم) که یک (معمولا) پسر به ظاهر بیاستعداد با تلاش و کوشش فراوان تمام راه تا قله رو طی میکنه و توی این راه یه حرمسرا متشکل از سوندره و دنرههها عاشقش میشن.
تقریبا برای تمام کاراکترهای این سریال توی تمام شوننها یک معادل وجود داره (حتی میتونم قسم بخورم که بعضیهاشون تو چند تا انیمه دیگه هم بازی کردن). تا انتهای اپیزود 170 شما متوجه خواهید شد که راز اصلی پشت داستان کلی چیه (تقریبا) و تموم کردن ماجرا موکول میشه به فیلم سیمنمایی که نمیدونم کی قراره بیاد.