ادی ردمین واقعاً هنرمنده. سریال خوبیه و حرف برای گفتن زیاد داره چه از نظر فنّی چه بار محتوایی. اورسولای جذّاب هم باید بیشتر فیلم و سریال انگلیسی زبان بازی کنه
در یک کلام فوق العاده. کمتر پیش میاد فیلمی که مایه های درام اعتراضی و سیاسی داره، همزمان بتونه ترسناک و اکشن و عاشقانه و علمی تخیّلی باشه؛ و تو همه شونم حرفی برای گفتن داشته و خوب باشه! از مایلز تلر خوشم نمیاد و حتّی ازش بدم هم میومد ولی واقعاً خوب بازی کرده. بازی آنیا هم خوب بود. در کلّ فیلم خوش ساختی بود تک تک دیالوگ ها معنی و مفهوم پشتش داشت. فیلم به قدر کافی طولانی بود امّا اصلاً حوصله سربر نبود و بیننده رو در مراحل مختلف همراهی و جذب میکرد. موسیقی، صداگذاری و تدوینش هم خوب بود و همه چیز فیلم روی ایدۀ اصلی و متفاوتش نشسته بود. نمره م به فیلم 8.5 هست و خیلی دنبال دلیل گشتم تا رو به پایین رند کنم و 8 بدم، شاید اگر کمی شخصیّت پردازی بهتر میشد، راحتتر 9 رو میدادم ولی بازم خوب بود.
از نظر ساختار خوب بود. دقیقاً فیلمهایی که باید تو مخاطب اثر بذارن همینجورین. من بخاطر فلیسیتی جونز زیبا و جذّاب دیدم و اینکه فیلمی که انقدر سر و صدا میکنه نامزد اسکار میشه کنجکاوی هست برای دیدنش. بازیها در اون حدّی نبود که چند نفر برای اسکار نامزد بشن ولی خب باید یکاری کنن که فیلم معروف و دیده بشه و این داستان همیشگی اسکار (در یکی دو دهۀ اخیر بوده). شما فیلم ایدئولوژیک بسازی و در چارچوب آنچه که باید به خورد مخاطب داده بشود باشه قطعاً معروف و اسکاری خواهید شد. قبلاً یه مدّت این ایدئولوژی برای القاء به مخاطب فساد طبقاتی و مافیایی بود، بعدش جنگ عراق و طالبان و القاعده و یره، بعدشم همنجسگرایی و بعدش سیاهپوستها و حالا مدّتیه جدا از فیلمهایی که در تخریب هیتلر و آلمان نازی و بدگویی از اونها میساختن رو آوردن به مظلوم نمایی برای یهودیان و این قضیه وارد مرحلۀ جدیدی شده. تو این فیلم پیامهای پنهان مختلفی وجود داره و بعضیاش برای مخاطب غیر امریکایی قابل درک نیست ولی خیلی غیرشعاری و نامحسوس از پروژۀ صهیونیسم و وطن بودن اسراییل دفاع میکنه و اینکه یهودیان مجبور بودن برن جایی که با هم باشن. جملۀ این کشور فاسده خودش گویاست. جای دیگه هم میگن باید برگردیم وطمنمون...! فیلمی که دو سه سال پیش اسپیلبرگ ساخته بود (فیبلمنز) هم تا حدودی تو این محتوا بود ولی این دو سه سال اخیر تعداد اینجور فیلمها داره زیاد میشه. نمره رو بخاطر بازی خانم جونز بیشتر میدم وگرنه شاهکار نیست اونم بالای سه ساعت...
فاجعه...! نمراه ای که بهش دادم فقط بخاطر یکی بودن کانسپت (طرح کلّی) سریال بود که از روی سریال اصلی (شو/سریال دهه هفتاد) ساخته شده و بنوعی دنبالۀ اون هست و اصلاً همۀ ما بخاطر همون داریم اینو نگاه میکنیم وگرنه از خودش چیز خاصّی نداره. سریال حاضر با نام شو/سریال دهه نود اسپین آف سریال اصلی نیست و مثلاً ماجراها رو از بیست سال بعد از اون داره بنمایش میذاره. کاش اگر قرار بود نتفلیکس بسازه کلّاً هیچوقت ساخته نمیشد چون بطرز شگفت آوری با وجود اینهمه پتانسیل، بده! سه تا فصل بزور دادن بیرون باندازۀ یک فصل سریال اصلی شده. سریالی که 200 قسمت داشت و انقدر پرتنوّع و گیرا بود خسته نمیشدی. با وجودی که داستان و فضا در دهۀ 70 میلادی (50 شمسی) و حتّی کیفیّت ساختش هم قدیمی بود ولی از سریال حاضر که در دهۀ 90 میلادی (70 شمسی) اتّفاق میوفته و برای مخاطب ایرانی قابل درک تره و کیفیّت ساخت و تصویری بالاتری داره بمراتب نچسب تره. فقط و فقط به لطف هرچه از قبل بوده مخاطب جذب میشه و همون افراد سریال قبلی که حالا بزرگتر شدن (که ایکاش بیشتر حضور میداشتن) و خود رد فورمن و زنش که حالا پدربزرگ مادربزرگ شدن و باب (پدر دانا) هستن که بار سریال رو بدوش میکشن. یه مشت بچّه سال بی استعداد رو آوردن که بجز دو سه تاشون که اونا هم متوّسطن بازی بقیه بدرد نخوره؛ که اونم خواستن مثلاً از نژادهای مختلف و فرهنگهای گوناگون باشه تا نمیدونم شاید تبلیغ اختلاط نسلی و قومیّتی امریکا رو بکنن یا مخاطب بیشتری بگیرن. بازیگرانی با اصالت آسیایی (دوتا)، میکس اروپایی و بومی امریکا، رنگین پوست. در کنار کارکتری که همجنسگراست درحالیکه در دهۀ نود میلادی چنین چیزی بشکل کنونی (که هنوزم رسانه فقط برجسته ش میکنه) جاافتاده نبوده. حتّی تو خود سریال اصلی خیلی از شوخیها خصوصاً درمورد فز، نژادپرستانه بود و خود کارکتر رد فورمن یک امریکایی وطن پرست و نژادپرست یک دفعه تغییر موضع داده تو این سریال! در کل بازیها آبکی، دیالوگها ضعیف و داستانی که هیچی برای ارائه نداره. فقط میخواستن یه چیزی ساخته باشن...
یکی از بهترینهای دنیای سریال و حتّی سینما. در عین سادگی ولی بشدّت جذّاب. نشان دادن روابط انسانی به شکل جالب. اصلاً دوست نداری تموم بشه و امیدوارم سالها ادامه پیدا کنه (بعیده!). عالی
این فیلمها یک ژانر فرعی محسوب میشن ولی بازم سبک خودشونو دارن. قطعاً این دوتا بازیگر مفتی نیومدن تو فیلم و امثال این نوع فیلمها که اکرثاً بصورت مستقل ساخته میشن کم نیست. ربطی هم به بودجۀ کم و زیاد نداره خاصیّت این سبک و این ژانر همینه و مخاطب خودشو داره چون صرفاً دیالوگ محور هست.
فیلمهای دیالوگ محور مخاطب خودشو داره. دوستمون به گل سرسبد این ژانر (یک ژانر فرعی محسوب میشه) یعنی سه گانۀ before (پیش از طلوع، غروب و نیمه شب) اشاره کرد. بعضیا فکر میکنن بخاطر بودجۀ کم اینجوری میسازن درحالیکه یه فیلمنامۀ قوی با بازیگران زبده میخواد که مخاطب رو تا آهر فیلم با خودش همراه کنه. از نظر بار محتوایی بد نبود ولی بازی فوق العادۀ هر دو بازیگر عیبهای فیلم رو میپوشونه. در کل راضی کننده بود؛ برعکس فیلمهای اینچنینی که فضا دائماً عوض میشه. یکسان و ثابت بودن لوکیشن کار رو برای سازندگان سخت میکنه چون بیننده حوصله ش سرمیره ولی این مورد رو با کلوس آپ ها روی داکوتا جانسون جذّاب پوشش داده بود. تدوین فیلم هم خوب بود.
فیلم درام هست و از زاویۀ متفاوتی داره زندگی یک خوانندۀ اوپرا رو اونهم در زمانیکه از اوج فاصله گرفته و دوران باشکوهش تموم شده بنمایش میذاره تا دردها ورنج هاش رو نشون بده و بنوعی ادای احترام به اون فرد هست. اگر با اوپرا آشنایی و یا بهش علاقه ای ندارید بهتره اصلاً نبینید چون خیلی از صحنه های فیلم آواز و صدای اوپرا هست. بازی آنجلینا جولی مثل همیشه عالیه و خیلی عجیبه که تامزد اسکار نشد! فیلم فقط در بخش تصویربرداری نامزد اسکار شده که با وجود نامزدهای ضعیفتر امسال ناحقی در مورد چنین فیلمیه. بهرحال داستان فقط حول محور خواننده میگرده و اتّفاق خاصّی نمیوفته برای همین نباید انتظار دیگری داشت
کاری به صحنه های فیلم نداریم، ولی امثال این فیلمها هستن که زیبایی سینما رو به تصویر میکشن. اینکه چقدر برداشتها از یک فیلم میتونه متفاوت باشه. نظرات گوناگون نشیون میده یک فیلم ساده و معمولی نبوده و امیدوارم جوای به امیلیا پرز توخالی نرسه... بازی میکی مدیسون (انی) و یورا بوریسوف (ایگور) که هردو هم نامزد اسکار شدن جالب توجّه بود.