درباره نزدیک شدن، وابسته شدن، جدایی، فراموشی، همگی با هم، درامی خوب و دلنشین، با موسیقی ای آرامش بخش و گوش نواز، فکر نکنم کسی از تجربۀ دیدنش ناراضی بشه!
فیلم هندیِ آمریکایی. از نظر من سری فیلم های ایندیانا جونز با اختلاف ضعیف ترین، و استثنایی عجیب و غریب، در کارنامه اسپیلبرگ بزرگ هستند. یکم عجیبه که ذهنی که لیست شیندلر، نجات سرباز رایان، آرواره، اگه میتونی منو بگیر، ای تی، رنگ بنفش، امپراطوری خورشید، و ... رو میسازه اینها رو هم می سازه، که با این توجیه که بالاخره برای ساخت کارهای بزرگ، پول و آثار عامه پسند هم لازمه، ازش چشم پوشی می کنیم! D:
جدی اوکی اید با این که یه باغبون که سواد خوندن و نوشتن نداره، دو تا جمله درباره گل ها و بهار و ریشه ها بگه، بعد همههههه مملکت از صدر تا ذیل تحت تاثیرش قرار بگیرن؟ سرمایه دارا، مردم و بیننده های تلویزیونی، سیاستمدارا، رییس جمهور...
اولِ فیلم که هیچی، دوم و سومِ فیلم هم فقط به این فکر می کردم که چرا تموم نمیشه. قدیما کلمه کمدی در توصیف فیلم های کمدی به کار برده می شد، ولی الان مثل اینکه همینطوری برای نصف فیلم ها میذارنش. بدترین فیلم ها همین هایی هستن که نه جدی هستن نه شوخی نه تخیلی نه هیچی. معلوم نیست چی ان. واقعا با چنین داستانی اوکی هستید شما؟ منطقیه به نظرتون؟ از یه طرف نمی تونی داستان رو جدی بگیری چون با عقل جور در نمیاد، از طرف دیگه نمی تونی بگی خنده داره، چون به خدا دریغ از یه لبخند که هیچی، یه حرکت لب و دهان!
قطعا از صد فیلم برتر تاریخ سینماست، و جای شرمساریه که توی 250 فیلم برتر هم نیست. یکی از انسانی ترین و تاثیرگذارترین فیلم های ساخته شده، برگرفته از داستانی واقعی. بازی های خوب، کشش و جذابیت بالای داستان، موضوع بسیار جذاب و متفاوت، تلفیق شده با عمیق ترین و پیچیده ترین احساسات انسانی، فیلمی رو خلق کرده که هرگز فراموشش نخواهید کرد، و احتمالا در پایان و بعد از دیدن این سرنوشت باورنکردنی و ناعادلانه برای چنین فردی، مثل من با اون اشک خواهید ریخت...
چه مناظر، موسیقی و فیلم برداری ای داره این فیلم، شاید در کمتر فیلمی اینها اینقدر زیبا با هم تلفیق شده باشند. دی کاپریو هم یکی از بهترین بازی هاش رو ارائه میده، اگه نگیم بهترینش. داستان هم خوبه و کشش لازم رو داره. اما میخوام توجه شما رو به نکته ای جلب کنم که بعید می دونم کسی دیده باشه، چون دربارۀ آخرین چیزیه که تو تیتراژ نهایی فیلم بالا میاد و میشه آخرین ثانیه های کل فیلم، و قاعدتا کسی تا اونجا رو ندیده D: اونجا گفته میشه که ساخت و توزیع این فیلم، صدهاهزار ساعت زمان برده و پانزده هزار شغل رو حمایت کرده. با دیدن مناظر و فضای شگفت انگیز و رازآلود فیلم که هوش از سر آدم می بره، می شد حدس زد که چه زحمتی برای صحنه به صحنه اش کشیده شده، و خوبه که فیلم های این چنینی (BigProduction) مخصوصا وقتی خوب از آب درمیان، قدر دونسته بشن، چون در غیر این صورت معلوم نیست دیگه چقدر شاهد چنین تصاویری در سینما خواهیم بود.
چون کامنت قبل اسپویل شناخته شد، سعی می کنم دوباره بدون اسپویل بذارمش: از اغراق شده ترین و اورریتد (Overrated) ترین فیلم های سینما، تقریبا مثل سایر آثار کاپولا، با بازیِ یکی از اورریتد ترین بازیگران سینما، یعنی مارلون براندو در نقشی که قرار بوده مثلا خیلی چهره عرفانی و معنوی ای باشه اما خیلی تناسبی با ظاهرش نداره. تازه استاد برای همین نقش یه ربع نیم ساعته هم افتخار نمی داده و پدر همه رو در آورده تا بالاخره سر صحنه حاضر شده، حالا دیگه اون سایز و ابعادش به کنار. استاد یه سری حرافی های متناقض هم می کنه که هیچی از سر و تهش در نمیاد، منتها اگه روی کارگردان و بازیگر تعصب دارید باید براش به به و چه چه کنید. یکی از مهمترین مشخصه های داستان هایی که قادر به پیش بردن خودشون، و شخصیت ها قادر به ارتباط با بیننده، نیستن، اینه که سازنده، راوی رو وارد داستان می کنه و اونم شروع می کنه به ور زدن مدام که به زور داستانی که پیش نمیره رو پیش ببره، و این فیلم هم از بهترین مثالاشه. مثال دیگه اش فیلم اورریتد Thin Red Line که توی اون هم ترنس ملیک مدام مثل بقیه فیلم هاش در حال فک زدنه. این همه فیلم های جنگی فوق العاده و نزدیک یا برگرفته از واقعیت هست، وقتتون رو به جای تلف کردن روی این داستان فیک و بی سر و ته، روی اون ها بذارید، مثل Hacksaw Ridge، Letters From Iwo Jima, Saving Private Ryan، و حتی فیلم All Quiet on Western Front ساختۀ 1930 نه این جدیده، تا تفاوت رو احساس کنید! در مورد جنگ ویتنام هم، قطعا فیلم های Platoon و Full Metal Jacket دیدنی هستند.
چهل و یک سال سن دارم، و معتقدم از اون دسته فیلماییه که فقط به درد این می خوره که باهاش تحلیلی انجام بشه که چه نوع مشکلات و اختلالات ذهنی و روانی ای باعث میشه چنین فیلم هایی دیده و معروف بشه.
از اغراق شده ترین و اورریتد (Overrated) ترین فیلم های سینما، تقریبا مثل سایر آثار کاپولا، با بازیِ یکی از اورریتد ترین بازیگران سینما، یعنی مارلون براندو در نقش تانک، که قرار بوده مثلا خیلی چهره عرفانی و معنوی ای باشه اما به علت اضافه وزن و زیاده خواری و زیاده نوشی، استاد شبیه تانک شده که خیلی تناسبی با نقشش نداره. تازه استاد برای همین نقش یه ربع نیم ساعته هم افتخار نمی داده و پدر همه رو در آورده تا بالاخره سر صحنه حاضر شده، حالا دیگه اون سایز و ابعادش پیشکش. استاد یه سری حرافی های متناقض هم می کنه که هیچی از سر و تهش در نمیاد (مثلا هم قراره ضدجنگ باشه و هم میگه بهمون سرباز ندادن زودتر کلک اینا رو بکنیم)، منتها اگه روی کارگردان و بازیگر تعصب دارید باید براش به به و چه چه کنید. یکی از مهمترین مشخصه های داستان هایی که قادر به پیش بردن خودشون، و شخصیت ها قادر به ارتباط با بیننده، نیستن، اینه که سازنده، راوی رو وارد داستان می کنه و اونم شروع می کنه به ور زدن مدام که به زور داستانی که پیش نمیره رو پیش ببره، و این فیلم هم از بهترین مثالاشه. مثال دیگه اش فیلم اورریتد Thin Red Line که توی اون هم ترنس ملیک مدام مثل بقیه فیلم هاش در حال فک زدنه. این همه فیلم های جنگی فوق العاده و نزدیک یا برگرفته از واقعیت هست، وقتتون رو به جای تلف کردن روی این داستان فیک و بی سر و ته، روی اون ها بذارید، مثل Hacksaw Ridge، Letters From Iwo Jima, Saving Private Ryan، و حتی فیلم All Quiet on Western Front ساختۀ 1930 نه این جدیده، تا تفاوت رو احساس کنید! در مورد جنگ ویتنام هم، قطعا فیلم های Platoon و Full Metal Jacket دیدنی هستند.