آدم واقعا کامنت ها رو می بینه شاخ در میاره! بابا ملت ممکنه با کامنتای شما برن فیلم رو ببینن ها! من اصلا مشکلی ندارم که فیلمی راجع به همجنسگرایی باشه، اتفاقا خیلی کنجکاو نشستم ببینم چه داستان ها و ماجراهایی تو این رابطه پیش میاد، اما اگه شما داستانی هم دیدید ما هم دیدیم. یکی از یکی خوشش میاد، و تمام. این بود کل داستان. جدی انگار این فیلم ها رو می سازن فقط برای یه عده و گروه خاص و هیچ اعتقادی به داستان ندارن. اصلا هرچی رو مخ تر بهتر. اکثر فیلم ها دربارۀ همجنسگرایی همین طور چرت و پرته، به جای این ها، برید استثناهایی ببینید مثل Imitation Game، که شخصیت اصلی توش همجنسگراست و برگرفته از واقعیت هم هست، و ببینید اون شاهکار کجا و امثال این کجا. اون وقت ببینید انصافا می تونید اینها رو هم امتیاز قرار بدید؟
کاملا مناسب برای کسانی که میتونن مغزشون رو خاموش کنن و فیلم ببینن. از بدترین آثار هیچکاک، شاید بدترین. معمولا آثار هیچکاک رو در هر حالتی میشه دید، اما این واقعا میره رو مخ آدم. مناسب برای دورانی که زوال عقل در طرفداران سینما خیلی شدیدتر بوده، امیدوارم با بهبود وضعیت عقلی مثل خیلی فیلم های دیگه، برگرده به جایگاهی که باید باشه، نه این که جزو فیلم های برتر باشه و باعث اتلاف وقت مردم بشه.
کاملاااا اغراق شده و اورریتد (Overrated). کلا در مواجهه با فیلم های خارجی (یعنی غیرآمریکایی) در IMDB باید بدونید که اکثرشون به علت تعصب ملت اون مملکت اورریتد هستند، و بهتره با احتیاط برید سمتشون. قابل دیدن هست اما اگه نبینیدش قطعا چیز خاصی رو از دست ندادید.
نه اکشنه، نه جنایی، نه کمدی، نه هیچی. واقعا اگه کسی بتونه تو این فیلم طنزی پیدا کنه و بخنده دیگه فکر کنم با هر چیزی بخنده. یه داستان بسیاااار کلیشه ای که نه میشه جدیش گرفت چون هیچ جاش با عقل جور در نمیاد، نه میشه شوخیش گرفت چون آدم خنده اش هم نمی گیره.
از اون فیلم هاست که نیازی به نظر نداره و حالا حالا باید دیده بشه و قطعا ماندگار خواهد شد. فکر کنم مشخص باشه که با چطور فیلمی طرف هستید و ممکنه یکم حالتون رو عوض کنه پس اینو در نظر بگیرید. دوستی گفته بود که فیلم کُنده که به نظرم اصلا این طور نیست. اگرچه من کلا تقریبا همه فیلم ها رو 1.5x می بینم، ولی در هر حال فیلم برای من خیلی سریع گذشت، و این که چیزی جور خاصی به تصویر کشیده نشده، چون اثر بر مبنای داستان واقعیه.
کامنت اولم اسپویل شناخته شد، فکر می کنم اسپویل نبود و برای دیدن فیلم انگیزه بخش بود. حالا سعی می کنم طور دیگه ای بگمش. این فیلم بر اساس کتابی از اریش ماریا رمارک نویسنده آلمانیه که خودش در جوانی با شور و هیجان در جنگ جهانی اول شرکت کرده اما خیلی سریع با واقعیت جنگ آشنا شده. اون چه که در ادامه میگم اصلا در فیلم نیست و به داستان فیلم ارتباطی نداره در نتیجه اسپویل حساب نمیشه، بلکه نحوه شکل گیری این فیلمه: رمارک بعد از جنگ افسرده میشه و این کتاب رو برگرفته از تجربیاتش در جنگ می نویسه، اما به سختی براش ناشر پیدا می کنه، و وقتی هم منتشر میشه میخوره به آغاز دهه سی و قدرت گرفتن نازی ها و کتابش به علت تفکرات ضدجنگ ممنوعه شناخته میشه و کم کم از جون خودش هم نگران میشه و آلمان رو ترک می کنه. اما در طرف مقابل، کتابش تو آمریکا ترجمه میشه و شدیدا مورد استقبال قرار می گیره و بلافاصله این اثر ماندگار ازش ساخته میشه...
احسنت، کامنت آقا مجتبی دربارۀ این اثر بزرگ، احساسی و پرکشش کامله، و من هم کاملا موافقم که بهترین اثر برتولوچیه، شاید یه جورایی مثل پیانیست که بهترین اثر و اثری به کلی متفاوت از پولانسکیه. به نظرم دیگه دور دور چنین فیلم هاییه (عمیق و واقعی، یا نزدیک و برگرفته از واقعیت) و اقبال به آثار این چنینی بیشتر هم خواهد شد و دوباره کشف می شن. اگر به تاریخ نبرد چین و ژاپن علاقه مندید، فیلم دلنشین امپراطوری خورشید (Empire of the Sun) از اسپیلبرگ بزرگ رو هم پیشنهاد می کنم. شهر مرگ و زندگی (CIty of Life and Death) هم فیلم دیگری در این باره اس، اما چون به جنایات نانجینگ می پردازه کمی سنگینه و ممکنه دیدنش برای خیلی ها جالب نباشه.
در جبهۀ غرب خبری نیست به نظر من مهمترین فیلمِ آغازین سینمای با کلام، و از مهمترین فیلم های جنگی سینماست. ساخت صحنه های جنگی در زمان خودش - یعنی یک قرن پیش - عااالی و بی نظیره، طوری که حتی هنوز هم جذابیت داره. فیلم با شایستگی تمام، اسکار بهترین فیلم سال 1930 رو از آن خودش می کنه.با وجود این که در یک اقدام خیلی عجیب و غریب، اخیرا فیلم متفاوتی دقیقا با همین عنوان ساخته شده، اما این اثر قطعا از آثار همیشه ماندگار در تاریخ سینمای جنگ خواهد بود و شما رو به تماشاش دعوت می کنم.